سند ارتباط حزب الله لبنان در انفجار امروز تهران

12 ژانویه


عکسهای خبرگزاری فارس از صحنه انفجار در قیطریه که به کشته شدن مسعود علی محمدی استاد دانشگاه تهران مغرفی شده است عکسی از ابوناصر دستیار حسین منیف اشمر دیده می شود. این دو تن از اعضای ارشد حزب الله لبنان در تهران هستند که در جریان سرکوب بارها و بارها دیده شدند. این بمب گذاری که اقدام تروریستی عناصر ضد انقلاب و استکبار اعلام می شود با حضور تروریستهای حزب الله در صحنه بیشتر به دپینگ انفجار توشط باند خامنه ای شبیه است -قربانی این انفجار استاد پنجاه ساله دانشگاه دانشمند فیزیک هسته ای بود. جالب اینکه صحنه های این انفجار بسیار شبیه به انفجارهای جنوب لبنان است

مسعود علی‌محمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران را صبح سه‌شنبه جلوی در خانه‌اش در محله قیطریه تهران (با انفجار بمب) ترور کرده‌اند.

مسعود علی‌محمدی کی بود؟

حدوداً ۵۰ ساله. لیسانس فیزیکش را از دانشگاه شیراز گرفته. دانشجوی اولین دوره‌های فوق‌لیسانس فیزیک در دانشگاه شریف و دانشجوی اولین دوره دکترای فیزیک دانشگاه شریف بوده (به همراه احمد شیرزاد و چند نفر دیگر). بین هم‌کلاسی‌هایش اولین کسی بوده که از پایان‌نامه دکترایش دفاع کرده و برای همین اولین دکترای فیزیک داخل ایران است. این‌طور که شیرزاد و حامد قدوسی نوشته‌اند این چند دوست بعد از فوق‌لیسانس این امکان را داشته‌اند که با بورس دولت بروند خارج دکترا بگیرند. اما تصمیم می‌گیرند بمانند ایران و کاری کنند که اولین دوره دکترای فیزیک داخل کشور، دوره قوی‌ای باشد.

بعد از گرفتن دکترا می‌شود استاد دانشگاه تهران. در همین دوره به بچه‌هایی که برای شرکت در المپیاد فیزیک آماده می‌شدند هم درس می‌داده (و به همین واسطه چندین نفر از دوستان من سر کلاسش نشسته‌اند). این‌طور که از نوشته‌ها برمی‌آید استاد و محقق فعال و کاردرستی بوده و بچه‌ها هم دوستش داشته‌اند.

رشته تخصصی‌اش چی بود؟

یکی از دوستان من که دکترای فیزیک دارد و مدتی شاگرد (و اگر اشتباه نکنم حتی همکار)‌ مسعود علی‌محمدی بوده می‌گوید شاخه تخصصی او «فیزیک ریاضی و ذرات بنیادی» بود. رسانه‌های دولتی ایران او را «دانشمند هسته‌ای» معرفی کردند که به گفته این دوست من (و احمد شیرزاد و یکی دو دوست دیگر من و یکی از شاگردانش) رشته او ربطی به فیزیک هسته‌ای نداشت. ضمن این‌که سازمان انرژی اتمی رسماً اعلام کرد که مسعود علی‌محمدی هیچ رابطه استخدامی با این سازمان نداشته.

گرایش سیاسی‌اش چی بود؟

مسعود علی‌محمدی بیانیه حمایت تعدادی از استادان دانشگاه تهران از میرحسین موسوی (قبل از انتخابات) را امضا کرده بود و در نتیجه موضعش در انتخابات روشن است. درباره بعد از انتخابات هم در بیانیه تعدادی از دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران آمده:

… دکتر علی‌محمدی در سخنرانی ۱۵ دی‌ماه سال جاری، به دنبال ارائه راه‌کارهایی آماری و علمی برای حل بحران‌های کنونی جامعه بودند که فایل صوتی این سخنرانی در بین دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران موجود است. این سخنرانی همگام با دیگر فعالیت‌های ایشان در ماه‌های اخیر بود. چنان‌چه در روز ۲۵ خرداد، مشوق دانشجویان برای شرکت در راهپیمایی سکوت اعتراض‌آمیز به نتایج انتخابات بودند. او از معدود اساتیدی بود که در اعتراض به حمله لباس شخصی‌ها به خوابگاه کوی دانشگاه در بامداد ۲۵ خرداد ماه سال جاری که منجر به کشته شدن تعدادی از همکلاسی‌های ما شد، عکس‌العمل نشان داد و با حضور در دفتر ریاست دانشگاه خواستار رسیدگی سریع به این موضوع شد. برائت‌جویی استاد علی‌محمدی از گروه‌های سیاسی متنفذ حکومت در روزهای اخیر، شک و شبهه‌‌های زیادی را در رابطه با ترور مشکوک ایشان در میان جامعه دانشگاهی پدید آورده است .‌..

یکی از شاگردانش هم در وبلاگش این‌طور نوشته (و دو سه نفر از دوستان من درستی این نوشته را تایید کرده‌اند):

… روز ۲۵ خرداد، من از پردیس انقلاب دانشگاه آمدم دانشکده فیزیک، داشتم برای دانشجوها و استادها تعریف می‌کردم که تو تجمع انجمن اسلامی، از دفتر میرحسین زنگ زدن و گفتند که امروز حکم تیر دادن و نرید و …

برگشت به من گفت: «جوون! از گلوله نترس! جلوی اینا باید ایستاد! گلوله اولش درد دارد…» بعد من جدا رفتم اون تظاهرات را! این هم برداشته بود مینی‌بوس گرفته بود بچه‌های دانشکده را برده بود تظاهرات.

هفته پیش یک جلسه بحث سیاسی توی دانشکده راه انداخته بود. گفته بود من هم‌دوره لیسانس دانشجو و کدیور و عبدی و این‌ها بودم. فعال انجمن هم بودم. باید بحث کرد و از این چیزا. می‌گفت یه عده بهم گفتند این جلسات را تعطیل کن، راه نینداز، ولی من گوش نمی‌کنم! ادامه می‌دم این جلسات را …

احمد شیرزاد (دوست بیست و چند ساله مسعود علی‌محمدی) هم در مطلب مفصلی که در وبلاگش نوشته، می‌گوید:

… مسعود به لحاظ مشی و مرام سیاسی جزو نیروهایی بود که به طور عام از انقلاب اسلامی و امام خمینی دفاع می‌کرد. در دوره لیسانس در دانشگاه شیراز کم و بیش با بچه‌های انجمن اسلای ارتباط داشت … در مجموع افکار و اعمال او به مسلمان‌های معتدل و میانه‌رو نزدیک بود. نه تمایلات روشنفکرانه و به اصطلاح تحول‌طلبانه داشت و نه با قرائت‌های خشک و غیر قابل انعطاف مذهبی میانه‌ای داشت … در این یکی دو ساله اخیر افکار و نظراتش بسیار به جنبش اصلاحی نزدیک شده بود. در یکی دو انتخابات آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری به لیست اصلاح‌طلبان رای داده بود و برای آن هم تبلیغ می‌کرد. در انتخابات اخیر نیز به طور جدی از کاندیدای اصلاح‌طلبان حمایت می‌کرد … یادم هست برایم تعریف کرده بود که در راهپیمایی ۲۵ خرداد از صبح روایت‌های مختلفی در مورد برقراری یا عدم برقراری راهپیمایی از سوی اصلاح‌طلبان پخش می‌شد. او تعریف می کرد که دانشجویان گروه فیزیک دانشگاه تهران مکرر به وی مراجعه می‌کردند و سوال می‌کردند تکلیف چیست. دست آخر مسعود به آن‌ها گفته بود: بالاخره نفهمیدم تکلیف چیست ولی در هر صورت من به راهپیمایی می‌روم …
برگرفته از : ایران گلوبال

مصباح یزدی : لواط و زنا با زندانی سیاسی به منظور اعتراف گیری توسط بازجو جایز

12 ژانویه

استاد تقی مصباح به همراه محمود احمدی نژاد شب قبل در کنار چاه جمکران واقع در حسینیه امام خامنه ای ( ص ) حاضر شد و به تعدادی از سوالات مجذوبین در ولایت جواب داد و بعضا فتوی صادر کرد . در زیر به برخی از سوالها و جوابها اشاره میشود .
1- آیا اعتراف گیری تحت فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمی اعتبار اسلامی دارد ؟
ج – اعتراف گیری از ضد ولایت فقیه به هر شکلی جایز است/
2- اعتراف گیری با استفاده از مواد مخدر و افیون و داروهای کدوئینه جایز است ؟
ج – اعتراف گیری از ضد ولایت مطلقه به هر شکلی جایز است . /
3- آیا بازجو میتواند به زندانی تجاوز جنسی کند تا اعتراف بگیرد ؟
ج – احتیاط واجب آن است که قبل از اینکار حتما وضو بگیرد و هنگام عمل ذکر گوید .اگرزندانی زن است هم از فرج و هم از دوبر دخول اشکال ندارد بهتر است در محل بازجویی کس دیگری نباشد . اما اگر زندانی مرد است احوط است در حضور دیگر باز جویان دخول صورت گیرد . /
4- اگر زن زندانی حامله شود تکلیف چیست ؟ یا آن فرزند حرامزاده است ؟
ج – فرزند ضعیفه ضد ولایت مطلقه فقیه مطابق نص قران مجید در هر صورت حرامزاده است چه توسط بازجو باردار شود چه توسط شوهرش . اما اگر بازجو فرزندی طفل متولد شده را گردن نهد ، بنابر احتیاط واجب طفل حلالزاده و شیعه اثنی عشری است . / 5
- آیا تجاوز جنسی در زندان به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمی شود ؟
ج- خیر . چون زندانی بدون میل و رغبت به آن تن داده است . البته اگر جوان مفعول را خوشامده باشد احتیاط مستحب آن است که دیگر این عمل تکرار نگردد . /
6- تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمی دارد ؟
ج – اگر قرار است زن را اعدام کنند ، برای بازجو به اندازه یک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده میشود . اما اگر زندانی قرار نیست اعدام شود ، به اندازه زیارت کربلا برای بازجو صواب دارد ./

Reference: http://balatarin.com/permlink/2009/8/14/1703433

برای پيشبرد مقاصد شوم مافيای نظامی- امنيتی به ترور متوسل شد! علی کشتگر

12 ژانویه

با توجه به پيشينه نيروهای تندروی نظامی – امنيتی در ترورها و بمب گذاری های گذشته و نسبت دادن آن به مخالفان تندروی نظام، ترور امروز نيز به احتمال قريب به يقين توسط همين جريانات افراطی صورت گرفته است

ادامه فضای اعتراضی کشور و رشد اعتراضات مردم عليه کودتای انتخاباتی به رغم سرکوبهای خونين، سياست تندروترين جريان حاکم را در صحن رژيم به شدت زير سئوال برده است. اين جريان افراطی که اخيرا خواستار به اجرا گذاشتن پروژه ، اعدام زندانيان سياسی و دستگيری چهره شاخص جنبش سبز بود، در روزهای گذشته احساس کرده است که موازنه نيرو در درون طيف حاکم اصول گرا به زيان آن در حال چرخش است. از همين رو برای تغيير فضای سياسی حاکميت در جهت مقاصد خود به تنها حربه ای که در آن تخصص دارد و بارها در گذشته آن را به کار گرفته متوسل شده است.

انشاء اطلاعيه ای که به امضای » تکاوران انجمن پادشاهی ايران» منتشر شده نيز خود به باور من دليل ديگری بر دست داشتن جريان نظامی- امنيتی در اين جنايت تروريستی است.

تاکيد اين اطلاعيه جعلی بر واژه «مسلمان» و تلاش برای وانمود کردن دشمنی عوامل ترور با اسلام و مسلمانی نيز همچون بمب گذاری گذشته درحرم امام هشتم شيعيان به منظور تحريک روحانيون و دين باوران بی خبر و تحريک احساسات آنها صورت گرفته است.

برخلاف ادعای رسانه های وابسته به مافيای نظامی- امنيتی، مسعود عليمحدی نه فقط طرفدار احمدی نژاد نبوده بلکه برعکس با توجه به اعلاميه پشتيبانی دانشگاهيان از ميرحسين موسوی که او يکی از امضاء کنندگان آن بوده، مخالفت اين استاد فقيد دانشگاه با ستاد کودتا محرز است.

با توجه به پيشينه نيروهای تندروی نظامی – امنيتی در ترورها و بمب گذاری های گذشته و نسبت دادن آن به مخالفان تندروی نظام، ترور امروز نيز به احتمال قريب به يقين توسط همين جريانات افراطی صورت گرفته است. نمونه هايی مثل بمب گذاری در حرم امام هشتم شيعيان، ترور رهبران کليسای مسيحيان و دهها مورد در گذشته به دست مافيای نظامی و امنيتی و برای مقاصد شوم اين جريانات به مرحله اجرا گذاشته شده اند. پس از انتخابات اخير و گسترش اعتراضات مردم همين نيروها اعلام کردند که در مقبره امام بمب گذاری شده است، اما خبری به اين اهميت را خودشان به هر دليل درز گرفتند.

بايد گفت اگر نظاميان و امنيتی های زير نظارت خامنه ای بدون اطلاع و اجازه وی به اين جنايات دست می زنند او بايد قبول کند که خود از «شاه سلطان حسين» هم بی لياقت تر است.

علی کشتگر
سه شنبه ۲۲ دی ماه ۸۸

    REFRENC:GOOYA NEWS

استاد ترور شده امروز صبح از جمله حاميان ميرحسين موسوی بود

12 ژانویه

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : در حالی که رسانه های وابسته به دولت سعی دارند با اتخاذ ادبيات خاص مسعود علی محمدی دانشمند هسته ای کشورمان را از حاميان دولت محمود احمدی نژاد معرفی کنند، اطلاعات خبرنگار جرس حکايت از آن دارد که اين استاد دانشگاه تهران همچون اکثر دانشگاهيان از حاميان جنبش سبز بوده است.
به گزارش جرس، مسعود علی محمدی که امروز صبح در قيطريه و طی يک حادثه تروريستی ترور شد، در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوری از جمله حاميان ميرحسين موسوی بوده است:

گروه «انجمن پادشاهی ایران» ترور استاد فیزیک دانشگاه تهران را بدست این گروه تکذیب کرد

12 ژانویه

در پی ترور مسعود علی محمدی، استاد فیزیک هسته ای دانشگاه تهران، اطلاعیه ای در سایتی اینترنتی با عنوان «تکاوران تُندر»، منتشر شده که می گوید «انجمن پادشاهی ایران» یک گروه مخالف جمهوری اسلامی، مسئولیت این ترور را برعهده گرفته است.
خبرگزاری های دولتی ایران این اطلاعیه را بسرعت منتشر کردند. اما گروه «انجمن پادشاهی ایران» با تکذیب دست داشتن در این ترور، می گوید که سایت اینترنتی مذکور را وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شبیه سازی کرده است.
مسعود علی محمدی امروز صبح در خیابان سهیل در منطقه قیطریه ی تهران ترور شد. او دارای درجه دکتری رشته فيزيك با گرايش ذرات بنيادی از دانشگاه صنعتی شريف بود.
مقام ها و رسانه های دولتی ايران و روابط عمومی دانشگاه تهران اين واقعه را «شهادت این استاد اين دانشگاه بدست دشمنان اسلام و انقلاب» توصيف کرده اند.
از سوی دیگر در نامه ای که تحت عنوان حمایت 420 نفر از اساتید دانشگاه تهران و علوم پزشکی در تاریخ 19 خردادماه در «پایگاه اینترنتی اطلاع رسانی دانشگاهیان حامی میر حسین موسوی» چاپ شده، نام مسعود علی محمدی در میان امضاء کنندگان دیده می شود.
سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران هم گفته است که این استاد دانشگاه در استخدام این سازمان نبوده است.

Refrence: Radio Farda

آمریکا اتهام دست داشتن در «ترور» استاد دانشگاه را «مضحک» خواند

12 ژانویه

وزارت خارجه ایالات متحده روز سه‌شنبه در واکنش به اتهام جمهوری اسلامی مبنی بر دست داشتن آمریکا و اسرائیل در «ترور» استاد دانشگاه تهران که صبح سه‌شنبه در قیطریه تهران اتفاق افتاد این اتهام را «مضحک و بی‌معنی» خواند.

مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در پاسخ به مقام وزارت خارجه ایران اعلام کرد که «اتهام دخالت آمریکا [در این رخداد] مضحک و بی‌معنی است».

وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه در واکنشی سریع به خبر مرگ استاد دانشگاه تهران در اثر انفجار در منطقه قیطریه تهران «عوامل صهیونیستی و مزدوران آمریکا» را مسئول این «رخداد تروریستی» معرفی کرده و آن را به‌شدت محکوم کرده بود.

در حالی که صبح روز سه‌شنبه معاون امنيتی استانداری تهران از وقوع انفجار و کشته شدن یک استاد دانشگاه در قیطریه تهران خبر داد، خبرگزاری فارس اعلام کرد که این استاد فيزيک دانشگاه تهران، که صبح امروز در «اقدام تروريستی» جان خود را از دست داده، مسعود علی‌محمدی بوده است.

خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: «در تحقیقات اولیه علایمی از خباثت‌های مثلث رژیم صهیونیستی، آمریکا و عوامل اجیرشده آن در ایران در این رخداد تروریستی قابل رویت است.»

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، اشاره نکرده است که چه نهادی مسئولیت این «تحقیقات اولیه» را بر عهده دارد و «علایم خباثت‌ها» چه هستند.

آقای مهمان‌پرست ضمن این که در گفته‌های خود این استاد دانشگاه را «اندیشمند هسته‌ای» خوانده هشدار داده است که «اقدامات تروریستی و حذف ظاهری دانشمندان اتمی کشورها مانع از فرایند علمی و تکنولوژی نمی‌شود».

در همین حال خبرگزاری فارس در خبری دیگر گفت که انجمن پادشاهی ایران با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت «ترور» آقای علی‌محمدی را بر عهده گرفته است.

انجمن پادشاهی ایران در واکنش به این خبر در اطلاعیه‌ای این اقدام را تکذیب کرد و در مقابل «سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی» را مسئول «شبیه‌سازی» وب‌سایت خود و صدور اطلاعیه به نام این انجمن معرفی کرد.

همچنین دردانه فولادوند، مسئول بخش خبری این انجمن، در گفت‌وگو با رادیوفردا اعلام کرد که «انجمن مسئولیت این اقدام را بر عهده نمی‌گیرد».

آقای علی‌محمدی که برخی خبرگزاری‌های ایران از او به عنوان دانشمند ارشد هسته‌ای نام برده‌اند، دانش‌آموخته دکترای فیزیک با گرایش ذرات بنیادی در دانشگاه صنعتی شریف بود و از سال ۱۳۷۴ در گروه فيزيک دانشگاه تهران، کوآنتوم مکانيک و الکترومغناطيس تدریس می‌کرد. وی همچنین عضو وابسته پژوهشکده دانش‌های بنیادی ایران بود.

نام این استاد دانشگاه تهران در «پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاهیان حامی میرحسین موسوی» در میان نام استادانی آمده است که دو روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی آقای موسوی برای مقام ریاست جمهوری ایران حمایت کرده‌اند.

    Refrenc: Radio Farda

درباره جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس در ایران

12 ژانویه

یونس شاملی
نزدیک به هشتاد سال از جوک و لطیفه سازی (طنز شفاهی) سیستماتیک در دستگاه دولتی ایران علیه ملیتهای غیرفارس می گذرد. لطیفه سازی علیه ملیتهای غیرفارس و در این میان، بویژه علیه ترکان، در ایران، و برای تخریب ذهنیت خود ملیت ترک و تحقیر این ملیت در نزد دیگر ملیتهای ساکن ایران یکی از شگردهای اصلی این دولتها برای خارج کردن این ملیت از گود تاثیرگذاری بوده است. تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس، نادانی ترکها، وحشی بودن کردها و بلوچها، بی ناموسی رشتی ها، بچه بازی قزوینی ها، هالو بودن لرها و سوسمار خوری عربها و خلاصه تا آنجا که ممکن بوده است ملیتهای غیرفارس بایستی حس حقارت جزو جدایی ناپذیر حیات روزمره شان در ایران باشد. چرا که در غیراین صورت شهروندان غیرفارس ایران میتوانند به شهروندان فعالی بدل شوند و نقش و رسالت شهروندی خود را با غرور برخاسته از تاریخ و فرهنگ خویش به میدان سیاست بکشانند و حیات استبداد و سیاست نژادپرستانهء آن را در ایران تهدید کنند.

با وجود اینکه لطیفه و جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس در ایران بر زمینهء ناآگاهی و کم دانشی جامعه رشد و نمو می کند ومردمان عادی را که عموما آگاهی کافی از مسائل پیرامونی ندارند هدف خود قرار میدهد، اما دولتهای حاکم برای بی اثر کردن تواناییهای سیاسی ملیتهای غیرفارس در صحنه سیاسی آنان را غیرمستقیم، از طریق ساختن و پرداختن به جوکهای موهن، آماج تحقیر و توهین قرار میدهند.

برای آن بخش از ملیتهای غیرفارس که بخشی از زندگی روزمرهء خود را در مدارس، دانشگاهها، ادارات دولتی و غیر دولتی می گذرانند، سیاست آسیملاسیون (ازخودبیگانگی) در سطحی فرهنگی و به اصطلاح علمی! دنبال می شود. جعل تاریخ و بزرگنمایی تاریخ ملیت فارس در مقابل تحقیر تاریخ ملیتهای دیگر، گره زدن تاریخ ایران به تاریخ ملت حاکم (یعنی فارس) و بیگانه جلوه دادن ملیتهای غیرفارس در تمامی عرصه ها (سینما، ادبیات،تاریخ، سیاست و به اصطلاح تحقیقات دانشگاهی، تا سفارش سازمان امنیت کشور برای نوشتن فلان یا بهمان کتاب تاریخی) علیه ملیتها غیرفارس و بویژه علیه ترکان ایران، بخش بزرگی از فعالیتهای دستگاه دولتی ایران را برای ازخود بیگانه کردن این ملیتها، به خود اختصاص می دهد.

تولید جوک علیه ترکان و دیگر ملیتهای غیرفارس با وسعتی باورنکردنی، چنان نشان داده می شود که گویی خود مردم در تولید این جوکها نقش داشته و در میان خود مردم بوجود می آید. اما واقعیت بکلی چیز دیگری است. برای هرکسی بایستی روشن باشد که تمامی و یا اغلب تولیدات لطیفه و جوک بوسیله سازمان امنیت دولت ایران انجام میگیرد. اگر کسی به این سخن شک دارد می تواند از تمامی اطرافیان خود سوآل کند که آیا کسی و یا کسانی را می شناسند که جوکی و یا لطیفه ایی ساخته باشد؟! پاسخ تقریبا همه این خواهد بود که؛ کسی را نمی شناسند که جوک بسازد. بنابراین مردم عادی در کوچه و خیابان تنها مصرف کنندگان این جوکهای موهن علیه شهروندان غیرفارس ایران هستند و هیچ کس از خود نمی پرسد که تولید جوک و لطیفه در این وسعت، علیه ملیتهای غیرفارس ایران، توسط چه کس و یا دستگاهی انجام میگیرد؟

آیا این جوکها و لطیفه های تهوع آور از آسمان نازل می شوند؟ حتما یادتان نرفته است که متن آن کاریکاتور معروفی که به قیام مردم آذربایجان در سال ۱٣٨۵ منجر شد را یکی از مسئولین ارگانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در تهران نوشته بود. ولی هرگز روشن نشد که آن مسئول امنیتی سازمان امنیت ایران چه کسی بوده است. اما نقاش کاریکاتور، که بعدها اعلام کرد که نمیدانسته برای کدامین متن کاریکاتور می کشد، معلوم شد و رسوایی زیادی برای وی بوجود آورد.

در عین حال تولید جوک و لطیفه به متدهای خاص و فعالیت جمعی محتاج است و کاری است که به تحقیق، ترجمه، انطباق با فرهنگ خودی و تطبیق آن با استراتژی دولتی در کشورهای استبدادزده نیاز دارد. برای نمونه، تهیه این همه جوک و لطیفه از عهده یک و یا چند نفر خارج است. بلکه جوکها و لطیفه های کشورهای دیگر جمع آوری و ترجمه شده و با شرایط و اهداف ضد انسانی و نژادپرستانه دولت ایران علیه ملیتهای غیرفارس منطبق می شود و با سامانه های خاصی مثل فیلمهای سینمایی (اخراجی ها)، تئاتر، مزاحهای رادیوی که بتواند بیشترین اثر را داشته باشد، با روشهای مختلف به میان مردم عادی برده می شود. همچنانکه می بینیم یکباره اینترنت، پیامهای تلفهای موبایل بصورت گسترده ایی در میان مردم ظاهر می شوند و لوده گان را که موضوعی برای شادی و خنده ندارند، به شادی و خنده می کشاند. وقتی افکار عمومی در ایران توسط برنامه های دولتی علیه ملیتهای غیرفارس ایران شکل گرفته است، این جوکها با کمال میل از طریق دوستان و آشنایان بصورت گسترده ایی منتشر می شوند. این آن پروسه ایست که از تولید تا مصرف جوکها طی می شود.

حالا هر کسی میتواند بیاندیشد که آیا جوکهایی که بوسیله دستگاه دولتی برای تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس در ایران تهیه و تولید می شود، بی منظور و بی مقصود انجام میگیرد؟ آیا سرمایه گذاری کلان در ساختن و پرداختن به جوکهایی در به لجن کشیدن فرهنگ و هویت ملیتهای غیرفارس و تحقیر آنان را هدف قرار داده است، بی منظور و مقصود انجام می گیرد؟ آیا بمباران جوکهای تهوع آور که همه روزه به بازار لودگی در ایران و خارج ایران عرضه می شود و تحقیر بیش از هفتاد درصد جمعیت غیرفارس ایران را آماج حملات خود قرار میدهد، بدون هدف صورت میگیرد؟ آیا اینهمه تلاش در تحقیر مردم برای شکستن و بی اثر ساختن اراده آنان نیست؟

برای آگاهان روشن و آشکار است که مقاصد روشنی در ساختن و پرداختن به اینچنین جوکهایی وجود دارد. اساسا ساختن جوک توسط یک دستگاه دولتی نشانگر بخشی از استراتژی آن دولت است. برهان زیادی برای اثبات این مدعا لازم نیست، ساختن جوک و عمداً علیه ترکها، خود نشان میدهد که، دولت دست اندرکار پردازش آن جوکهاست و تمامی منابع دولتی از رادیو تلویزیون تا سینما و تئاتر و تلفن و مطبوعات در اختیار این سیاست نژادپرستانه دولت قرار دارند. علت روشن است. ترکها از نظر کثرت جمعیتی، از نظر توانایی در عرصه اقتصادی، حضور سنگین شان در تهران و در میان کادرهای بورکرات، تکنوکرات و ارتش با سی ملیون جمعیت در تمامی ایران، خطر خیلی جدی و بلقوه برای حاکمیت دینی، سیاسی و نژادپرست جمهوری اسلامی است. بنابراین ارادهء این ملت در اذهان مردم فارس و حتی در اذهان خود آنان (ترکها) و دیگر ملیتها، بایستی درهم کوبیده شده و تحقیر گردد. این تنها راه بیگانه کردن این ملیت با هویت و تاریخ خود و درعین حال کنار راندان آنان از تاثیرگذاری در عرصه سیاسی است!

سیاست تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس متاسفانه به مناسبات انسانی در کشور چند ملیتی و چند زبانی ایران تاثیر منفی از خود برجای نهاده است. استمرار این سیاست، استمرار تعمیق در گسست هاست و سیاستی در خدمت استبداد حاکم است. سیاستی که در آن با تفرقه بیانداز و حکومت کن سازگاری دارد. اگر حرکتی عمومی در تحریم استفاده از جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس صورت نگیرد، چشم انداز همبستگی ملیتها با گسستی جدی روبرو خواهد شد. چیزی که نشانه های آن را میتوان از هم اکنون در گوشه و کنار کشور دید.

منبع خبر : اخبار روز

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.