<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>Bicameral Mind</title>
	<atom:link href="http://narinmohammadi.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://narinmohammadi.wordpress.com</link>
	<description>ذهن دوجایگاهی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 12 Jun 2010 15:45:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='narinmohammadi.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://0.gravatar.com/blavatar/00f240c4fd8b0fcf75a6121e6a007ce7?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>Bicameral Mind</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://narinmohammadi.wordpress.com/osd.xml" title="Bicameral Mind" />
	<atom:link rel='hub' href='http://narinmohammadi.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده به آقای موسوی</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/06/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/06/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 15:45:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[نامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=153</guid>
		<description><![CDATA[رئیس جمهور محترم آقایِ میر حسین موسوی با درود به شما اولین سال‌روز جنبش سبز میهنمان را به شما و خواهر محترم خانم رهنورد تبریک می‌گویم. در همین آغاز نامه ام، آقای رئیس جمهور، می‌خواستم اشاره ای به نقش شما در به راه اندازی این پیکار آزادی‌خواهانه بنمایم. تا پیش از خرداد سال گذشته، و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=153&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رئیس جمهور محترم آقایِ میر حسین موسوی</p>
<p>با درود به شما اولین سال‌روز جنبش سبز میهنمان را به شما و خواهر محترم خانم رهنورد تبریک می‌گویم.</p>
<p>در همین آغاز نامه ام، آقای رئیس جمهور، می‌خواستم اشاره ای به نقش شما در به راه اندازی این پیکار آزادی‌خواهانه بنمایم. تا پیش از خرداد سال گذشته، و بویژه در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، هر بار که ولی فقیه &#8220;فرمان&#8221; می‌داد، حتی اگر آشکارا برای سرکوب اصلاح طلبان بود، آقایان، گاه با ریختن اشک، &#8220;تمکین&#8221; می‌نمودند و بیعتشان را با &#8220;رهبر&#8221;تکرار می‌کردند. این بار، با غافل گیری سراسر کشور، شما با پایداری و با اتکا به پشتیبانی مردم، به قلدری هایِ وی بی اعتنایی کردید. &#8220;ولی فقیه&#8221; صبح از شما خواست که به آقایِ احمدی نژاد تبریک بگویید، شما چند ساعت بعد، انتخابات را &#8220;کودتا&#8221; نامیدید. وی از مردم خواست به خانه هاشان برگردند، شما از آنان خواستید به خیابان بیایند. و آن شد که دیدیم. میلیون‌ها هم میهنمان در تظاهرات مسالمت آمیز برای کسب آزادی. ورشکستگی رهبر که تمام قدرتش در &#8220;اطاعتِ بی چون و چرا&#8221; خلاصه می‌شود. در واقع آقای رییس جمهور، این بی اعتنایی و ایستادگی شما در برابر ضحاک بود که شما را این کرد که هستید.</p>
<p>اگر آنروز شما نیز &#8220;تمکین&#8221; می‌کردید، چیزی که همه مان ازآن هراس داشتیم، ما بی‌شک در نقطهٔ دیگری از تاریخ جنبش می‌بودیم. هر چه در آینده پیش بیاید و هر گزینه ای که در آینده داشته باشید، این ایستادگی شما و خدمتتان در شکستن &#8220;بُتِ رهبر&#8221; در تاریخ ثبت خواهد شد. من امید دارم که شما همواره در گزینش بین &#8220;منافع مردم&#8221; و اطاعت از ساختاری که &#8220;نمی‌توان از آن دفاع کرد&#8221; جانب مردم را بگیرید.</p>
<p>آقای رئیس جمهور، من یک شاعر تبعیدی هستم و ترجیح می‌دادم وقتم را به شعر و هنر بپردازم. من هم مانند شما شیفتهٔ معماری هستم و از قرار معلوم هر دو به چند معمار بزرگ قرن به چشم تحسین می‌نگریم. این که برای دومین بار به شما نامه می‌نویسم به این دلیل است که بعنوان یک شهروند احساس اضطرار و خطری را که حس می‌کنم در یک بُطری می‌گذارم با این که به دست شما برسد و بر آن بیاندیشید.</p>
<p>اجازه بدهید درد دل‌هایم را لیست وار بیرون بریزم.</p>
<p>*) ساختار ضد مردم‌سالانهٔ جمهوری اسلامی</p>
<p>پس از پیروزی انقلاب، بعد از شور و شوقی که همگی داشتیم، رهبران انقلاب، قانون اساسی ی را تصویب کردند که در آن ستون فقرات ساختار بر روی &#8220;اصل ولایت&#8221; فقیه گذاشته شد. این اصل بجز در جزوه هایِ درس آقای منتظری در حوزهٔ علمیه، در هیچ متن دیگری، نه نهج البلاغه، نه قرآن…، وجود دارد. هیچ تجربه ای در هیچ کشور اسلامی در هیچ مقطعی از تاریخ در کاربرد این مدل وجود نداشت. در هیچ سخنرانی، بیانیه و شعار پیش از انقلاب از آن نامی نیامده بود. در دو طرح نخستین پیش‌نویس قانون اساسی، که هر دو سر از زباله دانی در آوردند، نامی از آن برده نشده بود. اکثریتِ قاطع اعضایِ شورایِ قانونِ اساسی حتی از وجود چنین اصلی بی خبر بودند و برخی با شنیدنِ آن تهدید به استعفا نمودند. بر خلاف وعدهٔ برگزاریِ انتخابات برایِ تشکیل مجلس موسسانِ قانون اساسی، چنین مجلس تارخی ی بجای انتخاب شدن توسط مردم (جمهور) در یک انتخابات آزاد با بحث در بارهٔ گزینه هایِ قانون اساسی، توسط آقایِ خمینی به &#8220;انتصاب&#8221; رسید.</p>
<p>در اوج جشن و سرور پیروزی انقلاب، در شرایطی که آقای خمینی هر متنی، حتی نامه به همسرشان را ، را می‌توانست در هر رفراندمی به تصویب برساند، این پیش‌نویس به تصویب رسید. و اگر مردم نمی‌دانستند که چه اژدهایی درین متن خفته است، مؤلفین پیش نویس می‌دانستند که &#8220;دورانِ جشن&#8221; کوتاه است و لذا تمام اصولِ &#8220;آزادی کُش&#8221; در قانون اساسی، اصل &#8220;ولایت فقیه&#8221; و اصول ضمیمهٔ آن، &#8220;الی الابد و غیر قابل تغییر&#8221; اعلام شدند.</p>
<p>آقای رئیس جمهور، آن روز جمهوری اسلامی به مردم اعلام کرد که اصلاح نمی‌پذیرد و اصلی من درآوردی ی را که تا چند هفته پیش چهار نفر از آن در سراسر کشور خبر داشتند، به ردهٔ متن مقدس الهی تبدیل کردند. و چون گویی این اصل به اندازه کافی استبدادی نبود نام آنرا نیز عوض کردند و نامیدندش: اصل مطلقهٔ ولایت فقیه!</p>
<p>وقتی شما می‌گویید: چیزی در ساختار این نظام هست که مانع استقرار مردم‌سالاری می‌شود (نقل به معنی)، من به خود می‌گویم: آقای رئیس جمهور چرا پیش‌تر نمی‌روید؟ چرا به کلی گویی بسنده می‌کنید؟ &#8220;کدام بخش&#8221; از ساختار این نظام استبداد زاست؟</p>
<p>نخستین نتیجهٔ این سرقتِ ماکیاولی دستاوردِ انقلاب این بود که &#8220;ولایت فقیه&#8221; را به &#8220;جمهوری اسلامی&#8221; با سریشی &#8220;الی الابدی&#8221; چسباندند به نوعی که حتی برخی از اصلاح طلبان که مخالفِ اصل &#8220;ولایتِ فقیه&#8221; بودند ولی مدافع نوعی جمهوریِ اسلامی بودند مجبور به &#8220;تمکین&#8221; و سکوت مصلحت آمیز شوند. &#8220;چه بخواهید، چه نخواهید، همگی در یک قایقیم!&#8221;</p>
<p>*) جمهوریِ دینی و مردم‌سالاری</p>
<p>از زنده یاد آقایِ منتظری در بارهٔ تخریب و هتکِ حرمت به قبرستان خاوران که در آن قربانیان کشتار سال ۶۷ آرمیده اند پرسیدند . پاسخ ایشان را می‌آورم:<br />
&#8220;قبرستانی که افراد مسلمان از هر مذهب و گروه در آن دفن شده اند محترم است و تخریب و اهانت به آن جایز نیست. بلکه هتک حرمت غیر مسلمانان نیز محل اشکال است&#8221; [تاکیدها از من است]<br />
اگر آقای منتظری که آزاده ترین آزادگانِ &#8220;جمهوری اسلامی&#8221; است حق را نه در راستایِ &#8220;شهروندی&#8221; و &#8220;بشری&#8221; بلکه بر در رستایِ &#8220;مذهبی&#8221; تعریف کند، چه برسد به ائمهٔ جمعهٔ درنده ای که هر هفته عربده می‌کشند: &#8220;بکشیدشان!&#8221; ما خواهان &#8220;منشور جهانی حقوق بشر&#8221; هستیم نه منشور &#8220;مؤمنان&#8221; (بخوان شیعهٔ اثنی عشره)، &#8220;مردان&#8221;، &#8220;فارس ها&#8221;، و &#8220;ثروتمندان&#8221;. </p>
<p>ما یک &#8220;اُمَت&#8221;، یک گردِ همایی &#8220;مؤمنین&#8221; نیستیم. ما یک &#8220;ملت&#8221; یم، یک &#8220;خلق&#8221; یم، گردهمایی ِ &#8220;شهروندانِ آزاد&#8221;.</p>
<p>در قانونِ اساسی این (نا) جمهوری، برایِ رهبر یا رئیس جمهور شدن باید نه تنها مسلمان، بلکه دقیقن شیعهٔ ائنی عشری بود. کُردستان، بلوچستان، ترکمن صحرا … که اکثریتشان از اهل تسنن هستند زیر اتباع هستند. پیروان دیگر ادیان هم چنین. بگذریم از غیر مذهبی ها و بهایی ها که بهتر است دنبال مخفی گاه بگردند. </p>
<p>امروز در رژیم نژاد پرست اسرائیل حقوق ِ اتباع  عرب مقیم کشور با حقوق اتباع یهودی برابر نیست، هر چند هر دو گروه دارای شناسنامه و ملیت اسراییلی هستند. عرب ها، که یک چهارم کشور را تشکیل می‌دهند، دارایِ پلاک‌های اتوموبیل ویژه ای هستند و نمی‌توانند در جاده هایِ ویژهٔ یهودی ها رانندگی کنند و از منطقهٔ داخل دیوار و سیم خاردار خارج شوند. درست مثل آفریقای جنوبی پیش از آزادیِ نلسون ماندلا. امروز تنها دو کشور در دنیا هستند که رسمن حقوق پیروان ادیانِ مختلف در آن برابر نیستند: جمهوری اسلامی و اسرائیل. در آنجا هم یک مسلمان هرگز نخواهد توانست رئیس جمهور کشور شود.</p>
<p>باور کنید که اگر خدا و پیامبران و همهٔ نهادهایِ وابسته را به کار رها کنیم تا به تعریف اخلاق و انسان و معنایِ زندگی، بر حسب جهان بینی خودشان بپردازند، این به نفع همه است، و شاید پیش و بیش از همه پیروان این ادیان. هزارها کلیسا در بعد از انقلابِ فرانسه و جنگ هایِ داخلی اسپانیا سوزانده شدند و هزاران کشیش درجا به دار آوخته شدند چراکه از استبداد پشتیبانی می‌کردند. امروز جمعی، که من آنان را &#8220;خلخالی هایِ سکولار می‌نامم، با فریاد خواهانِ اعدام &#8220;آخوندها&#8221; را می‌دهند. رژیم شما صدمه ای به اسلام زده که هزار کیش و مذهبِ رقیب نمی‌توانست بزند. بهتر نمی دانید که هر چه زودتر مذهب را از سیاست جدا کنیم؟ بهتر نیست که شما به عنوان رئیس جمهور منتخب به مردم و هوادارانتان توضیح دهید که سکولاریسم یا حکومت فرادینی یک حرکتِ ضد مذهبی نیست؟</p>
<p>آقایِ رییس جمهور، برخی از دوستان من، خواهر یا برادر، امروز نمی‌توانند بخوبی و به مدت طولانی راه روند چرا که در زندان‌هایِ جمهوری اسلامی، هنگامی‌که شما نخست وزیر کشور بودید، هر بار که از نماز خواندن سر باز می‌زدند جیرهٔ شلاق کفِ پا داشتند. این را تنها من نمی‌گویم، آقایِ منتظری هم می‌گوید. نامه هایِ ایشان را بخوانید. اگر نمی‌دانید خواهید دید که با زندانیانِ سیاسی باکره، به نام اسلام، و با استناد به فتواهایِ لازم، چه کردند؟<br />
*) آیا رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است؟</p>
<p>اگر امروز به یاری یک چوبِ جادوگرانه و یک‌شبه آقایِ احمدی نژاد را از سرکار بر داریم، شما را رئیس جمهور اعلام کنیم، اکثریتِ مجلس را به هوادارانِ شما دهیم، شهرداری‌ها و استانداری‌ها را به هواردارانِ شما واگذاریم، ارکانِ اقتصاد را از سپاه بازپس‌گیریم، رسانه ها را کمابیش آزاد اعلام کنیم، اتحادیه هایِ دانشجویی را … به عبارتِ دیگر، اگر این چوبِ جادویی ما را به دورانِ اوج قدرتِ آقایِ خاتمی باز گرداند، این یک عقب‌گرد تاریخی خواهد بود که دیدیم به کجا انجامید. </p>
<p>ولایت فقیه، و تمام نهادهایِ ضمیمه اش، با هم توانستند گام به گام آقایِ خاتمی را منزوی کنند، و حتی وزیران و نمایندگان مجلس اصلاح طلب را بازداشت نمایند.</p>
<p>بزرگترین خدمتِ جنبش ِ اصلاحاتِ آقایِ خاتمی به کشور، در واقع، اثباتِ این واقعیت بود که &#8220;جمهوری اسلامی&#8221; اصلاح پذیر نیست. </p>
<p>خودِ این (نا) جمهوری از روز اول اعلام کرد: &#8220;آی مردم! من اصلاح پذیر نیستم!&#8221; این ترجمهٔ به فارسی ِ روشن و خودمانی ِ اصولِ آزادی کش ولایت فقیه در قانونِ اساسی است. با این اصول جمهوری اسلامی اولین کلنگ را برای دفن ِ خود بر زمین زد. امروز اگر شما در بن بست این قانونِ اساسی هستید، نه راه پیش و نه را پس دارید، دلیلش همین قفل کردن نظام است. </p>
<p>شما، و آقای خاتمی پیشتر از شما، از خدا می‌خواستید که دستتان در اصلاحات بازتر می‌بود. اما می‌دانید که رد ولایت فقیه مرگ جمهوری اسلامی است. نظامی را که نشود اصلاح کرد تنها می‌شود از سر راه برداشت و نظام دیگری بر جایش نشاند.</p>
<p>*) &#8220;ولی فقیه&#8221; بد، &#8220;ولی فقیه&#8221; خوب</p>
<p>در بیانه هایِ شما و برخی از هوادارنتان با سماجت از آقایِ خمینی به عنوانِ &#8220;ولی فقیه نمونه&#8221; نام آورده می‌شود. برخی با این کار می‌خواهند بگویند که &#8220;مساله امروز مسالهٔ &#8220;ولی فقیه بد&#8221; است. لذا کافی است &#8220;ولی فقیه خوب&#8221;ی پیدا کنیم، مثل آقایِ خمینی. از جمله بندی ساده لوحانه پوزش می‌طلبم. قصدم برداشتن لفافِ عوامفریبی از سخنرانی‌های رسمی ست. </p>
<p>با تمام احترام به ارادتِ شما نسبت به آقایِ خمینی، لازم به یادآوری می‌دانم که باید به ایشان بعنوانِ یک رهبر سیاسی که بالاتر از قانون نیست نگریست و از ایشان کیش شخصیت نساخت. ایشان را نخست &#8220;نایبِ امام&#8221;، سپس، &#8220;امام&#8221; خواندند و، بجز آقای منتظری، هیچ کدام از مقاماتِ این (نا)جمهوری تا کنون کوچکترین انتقادی از ایشان نکرده اند. آقای رئیس جمهور این خلافت است نه جمهوری. </p>
<p>نه تنها این (نا)جمهوری شاخهٔ تازه ای در تشیع اختراع کرده به نام &#8220;تشیع سیزده امامی&#8221;، بلکه از قرار معلوم ایشان از امامت هم بالاترند و با خودِ خدا به رقابت می‌پردازند. به این بخش از یکی از خطبه هایِ  نماز جمعهٔ هفته هایِ پیش گوش دهید:</p>
<p>&#8220;مخالفتِ با فرمان امام مخالفتِ با خداست!&#8221;</p>
<p>نمی‌دانم آیا شما متوجه بُردِ این فاجعه که ما را به دوزخ ِ فاشیسم امروز آورده می‌شوید. اینان &#8220;امام&#8221; و &#8220;خدا&#8221; و &#8220;تانک&#8221; و &#8220;باتون&#8221; و &#8220;بسیجی&#8221; و … از آستین بیرون می‌آورند تا در قدرت بمانند. هالهٔ تقدس و تابویِ دور آقایِ خمینی باید شکسته شود و به ایشان به عنوان &#8220;یک رهبر سیاسی&#8221; نگاه شود.</p>
<p>آقای منتظری چند روز پیش از درگذشتش گفت: </p>
<p>&#8220;آقای خمینی معصوم نبود. اشتباهاتی داشت&#8221;</p>
<p>برایِ کمک به شما در شکستن ِ تابو در بارهٔ آقای خمینی جملاتِ زیر را از نامهٔ آقای منتظری به ایشان می‌آورم:</p>
<p>&#8220;آيا ميدانيد در زندانهاي جمهوري اسلامي به نام اسلام جناياتي شده كه هرگز نظير آن در رژيم منحوس شاه نشده است ؟ آيا مي دانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشك و نرسيدن به زندانيهاي دختر جوان بعدا ناچار شدند حدود بيست و پنج نفر دختر را با اخراج تخمدان و يا رحم ناقص كنند؟ آیا می‌دانید عده زیادی زیر شکنجه مردند؟ آیا می‌دانید که در بعضي زندانهاي جمهوري اسلامي دختران جوان را به زور تصرف كردند؟ آیا می‌دانید عده زيادي زير شكنجه بازجوها مردند؟ آيا مي دانید در زندان شیراز دختری روزهدار را با جرمی بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟ […] آیا می‌دانید که بسیارند زندانیانی که در اثر شکنجه های بی رویه کور یا کر فلج یا مبتلا به دردهای مزمن شده اند و کسی به داد آنان نمی‌رسد؟ &#8220;</p>
<p>آقایِ منتظری هم برایِ آقایِ خمینی احترامی بی‌کران داشتند اما برایِ آزادگان لحظاتی هست که باید بین وفاداری به یک رهبر یا یک سازمان و وفاداری به مردم انتخاب کنند.<br />
*) گذار جنبش به مرحلهٔ بعد از انتخابات (رأی من کجاست)</p>
<p>جنبش سبز که با شعار &#8220;رای من کجاست&#8221; شروع شد بسیار سریع نگاهش را از &#8220;دولت&#8221; و آقایِ احمدی نژاد به سویِ &#8220;نظام&#8221; و آقایِ خامنه ای باز گرداند. و این، بر خلافِ ادعاهایِ مکرر آقایِ خاتمی، به دلیل &#8220;سم پاشی&#8221; و نفوذِ منفی ِ ما مهاجرین در خارج از کشور نبود. گناهش با آقایِ خامنه ای ست که نتوانستند ازآن بیشتر نقابِ دروغین ِ &#8220;بی طرفی&#8221; را به چهره نگاه دارند و ریش ِ خونینشان آنچنان از نقاب بیرون می‌زد که می‌باید ابله بود تا ایشان را نشناخت. و شما آقایِ رئیس جمهور خوب می‌دانید که مردم ما ابله نیستند.</p>
<p>بخش بسیار بزرگی، شاید اکثریت، مهاجرین در خارج مردم را به تحریم انتخابات دعوت می‌کردند. ولی مردم، خوشبختانه، راه خود را رفتند. روشن بینی نسل تازهٔ میهنمان همهٔ ما را قافل گیر کرده.</p>
<p>امروز شعار مردم &#8220;مرگ بر دیکتاتور&#8221; و &#8220;مرگ بر ولایت فقیه&#8221; است. مساله جنبش امروز، جدا از این شعار و آن شعار، مسالهٔ &#8220;ولایت فقیه&#8221; است و نه انتخاباتِ خردادِ سال گذشته. ندیدن، خود را به ندیدن زدن و سعی در برگرداندنِ مسیر و شعار جنبش اشتباه بزرگِ تاریخی و خیانت به مردم است.</p>
<p>*) مسالهٔ زنان</p>
<p>تحولِ ژرف و جمعیت شناسانه ای که جامعه ما گذرانده در تاریخ ِ معاصر جهان نادر است. علی رغم تمام کوشش رژیم &#8220;ولایت فقیه&#8221; برای سد کردن مدرنیسم، جامعهٔ ما یکی از نزدیکترین جوامع سراسر منطقه به جوامع اروپایی است. و در مرکز این دگرگونی ِ تاریخی، نقش تازه ایست که زنان ِ ایرانی در جامعه و در جنبش دارند. </p>
<p>ما درین زمینهٔ نقش زنان در جامعه نه در شرایط سال ِ ۵۷ هستیم و نه سال‌هایِ جنبش ِ اصلاحاتِ آقایِ خاتمی. امروز جنبش ما بر گرده هایِ زنان به پیش می‌رود. چگونه کسی که کمترین رابطه ای با جامعهٔ ایران دارد می‌تواند تصور کند که زنانِ ما به چیزی کمتر از &#8220;برابری کامل حقوق ِ زن و مرد در تمام پهنه های اجتماعی&#8221; بسنده کنند؟ چگونه می‌توان &#8220;تجدیدِ بیعت&#8221; با ضحاک را به زنانِ کشورمان قبولاند؟ </p>
<p>امروز زنان ما، هم به عنوان شهروند برایِ آزادی سراسر جامعه، و هم به عنوان زن برایِ کسب برابریِ حقوق جنسی، در رأس جنبش هستند. </p>
<p>*) مسالهٔ ملی</p>
<p>[…]<br />
به سنندج بگو<br />
که &#8220;کوره ره ش&#8221;<br />
پسر سیاهه آمده<br />
با لحجهٔ فارسی اش<br />
تا پلی بزند از جوادیه تا سنندج<br />
به آبیدر بگو<br />
که در پی باران رحمت<br />
آنگاه که رنگین کمان<br />
- که راه و مقصد من است -<br />
چون زیباترین پرچم، آسمان را می‌ آراید<br />
من سرود می‌خوانم<br />
&#8220;ای ایران ای …&#8221;<br />
[…]</p>
<p>آقایِ رئیس جمهور، خطوط نا قابل فوق از منند. ولی حکومتِ شما، منظورم شورایِ فرهنگی در زمانِ نخست وزیریِ شما ست، وقتی مرا از دانشگاه اخراج کرد یکی از اتهاماتم را &#8220;تجزیه طلبی&#8221; خواند. من تنها نبودم. هزاران عزیز دیگر را حکومت شما به این اتهام از ادامهٔ تحصیل منع کرد. چه چیزی به شما اجازه داد که خود را بیشتر از من و رفقایم میهن پرست بدانید؟</p>
<p>شما ریشه تان آذربایجانی ست و من از یک خانوادهٔ کُرد می‌آیم. از نقشنبدی هایِ کردستان. میهن من ایران است، این زیباترین موزاییکِ خلق ها، زبان ها، فرهنگ ها و ترانه ها، رقص ها و چشم اندازهایِ جهان. من به این چندگانگی چون بزرگترین ثروتِ میهنم می‌بالم. و حکومتِ شما مرا &#8220;تجزیه طلب&#8221; نامید. می‌دانید مجازات تجزیه طلبان در آن روزها چه بود؟ آقایِ خلخالی را به یاد دارید؟ من پیکر بی جانِ پدرم را در کردستان و در زیر بمب هایِ این (نا)جمهوری دفن کردم.</p>
<p>یکی از محبوب ترین بازی‌های خانوادگی ِ ما در کُردستان مشاعره بود. با سواد و بی سواد، پیر و جوان، همگی به از بَر بودن اشعار حافظ و خیام به خود می‌بالیدیم. رندِ شیراز به شما بیشتر تعلق ندارد تا به کُردها. کشور ما نه عراق است، نه اُردن، نه سوریه. این کشورها را  استعمار انگلیس و فرانسه با شتاب پس از جنگ جهانی اول برایِ تقسیم دنیا بین خود سر هم بندی کردند. از &#8220;نوروز&#8221; گرفته تا &#8220;کاوهٔ آهنگر&#8221;، کُرد و فارس و سایر خلق‌های میهنمان را، یک تاریخ، یک فرهنگ چند هزارساله به هم پیوند می‌دهد. اگر کسی ملیت ایرانی مرا از من بگیرد تا ابد به دادگاه خواهمش کشاند. تنها چیزی که می‌تواند این همدلی ملی را تضعیف کند باز گذاشتن دستِ آنانی ست که کردستان و سایر مناطق کشور را در &#8220;اشغالِ&#8221; تهران می‌دانند. </p>
<p>برابری حقوقی و سیاسی ِ کامل همهٔ شهروندان کشور علیرغم تعلقات مذهبی و قومی، خودگردانی ِ اداری و فرهنگی، آموزش به زبان ِ مادری، تقسیم عادلانهٔ ثروتِ کشور و ایجادِ جو اعتمادِ ملی از شرایطِ کلیدیِ بازسازیِ مردم‌سالارانهٔ میهنمان است.</p>
<p>عدم قبول روشن و بدون ابهام این شرایط نظام آیندهٔ ایران را واخواهد داشت تا چون گذشته با سرکوب و  اعدام کردستان و سایر مناطق ِ غیر فارس را اداره کنند.</p>
<p>*) حرف آخر</p>
<p>به گمانِ من رویِ صدها هزار سرباز آمریکایی که در سراسر مرزهای کشورمان هستند برایِ تضمین استقلالِ میهنمان نمی‌شود چندان حساب کرد! هم چنین هزاران کارشناس ِ اسرائیلی که در مرزهایِ غربی کشورمان فعالیت می‌کنند. همگی این میهمانان ناخوانده، با گشاده دستی ِ کم سابقه، از تجزیهٔ کشورمان دفاع می‌کنند.</p>
<p>ساختار مورد نظر و قابل قبول اینان برایِ کشورمان چیزی ست شبیه به یکی از جمهوری‌هایِ سرتاپا مردم‌سالار و &#8220;دوست&#8221;شان چون: مصر، افغانستان، پاکستان و یا یک پادشاهی پیشرو چون اُردن! دورنماهایی یکی از دیگری درخشان‌تر! یک قرن است که منتظر چنین آزادی بودیم!</p>
<p>سکوت شما در بارهٔ مساله مرکزی ولایت فقیه و یا بیعت مجددتان با ضحاک امکان گذار مسالمت آمیز به مردم‌سالاری را ضعیف می‌نماید و آب به آسیاب میهمانان ناخوانده می‌ریزد.</p>
<p>بار دیگر از نقشی که در به راه اندازیِ جنبش سبز داشتید قدردانی می‌کنم.</p>
<p>میهنمان را آزاد کنیم</p>
<p>با احترام فراوان،</p>
<p>رضا هیوا<br />
پاریس<br />
بیست و یک خرداد ۱۳۸۹</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/'>نامه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/153/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/153/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=153&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/06/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مرگ در آستانه نوروز؛ به‌یاد ثمین باغچه‌بان</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/17/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ab%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ba%da%86/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/17/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ab%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ba%da%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Mar 2010 18:57:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[هنر و فرهنگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=148</guid>
		<description><![CDATA[ثمین باغچه بان (1386-1304) ثمین باغچه بان آهنگساز پیشرو ایرانی که همیشه آرزو داشت هر روز نوروز و هر چهارشنبه، چهارشنبه سوری باشد، درست در روز چهارشنبه سوری دو سال پیش (۱۳۸۶) در غربت جانکاه خود در استانبول درگذشت و در نخستین روز نوروز به خاک سپرده شد. ما در پائیز همان سال به دیدار [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=148&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/03/100317125234_4.jpg"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/03/100317125234_4.jpg?w=124&#038;h=150" alt="" title="100317125234_4" width="124" height="150" class="alignleft size-thumbnail wp-image-149" /></a>ثمین باغچه بان (1386-1304)</p>
<p>ثمین باغچه بان آهنگساز پیشرو ایرانی که همیشه آرزو داشت هر روز نوروز و هر چهارشنبه، چهارشنبه سوری باشد، درست در روز چهارشنبه سوری دو سال پیش (۱۳۸۶) در غربت جانکاه خود در استانبول درگذشت و در نخستین روز نوروز به خاک سپرده شد.</p>
<p>ما در پائیز همان سال به دیدار او رفته بودیم تا گپ و گفت و گوئی با او داشته باشیم. آن چه می‌خوانید حاصل این گفت و گو و یکی دو گفت و گوی پیش از آن است.</p>
<p>ثمین با غچه بان در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش جبار باغچه بان، در خانه خود کودکستانی به نام &#8221; باغچه اطفال&#8221; بنیاد کرده بود که در آن از بام تا شام سرود خوانده می‌شد. ثمین در همین باغچه و در میانه شعر و سرود چشم به جهان گشود و در کنار کودکان دیگر از روش‌های پرورشی پدر بهره می‌برد.</p>
<p>ثمین هنوز خردسال بود که همراه خانواده و به سبب ماموریت پدر رهسپار شیراز شد و در آن جا نیز همه لحظات زندگی‌اش در کودکستان خانگی پدر گذشت. در سال ۱۳۱۱ خانواده باغچه بان باز ناگزیر از تغییر محل اقامت شد. این بار نوبت تهران بود که پدر در آن نخستین مدرسه آموزش کر و لال‌ها را به وجود آورد. زندگی پدر سرشار از فقرو فاقه بود. میان مشغله‌های گونه‌گون از شاگرد قنادی گرفته تا آموزگاری، آموزش و پرورش کودکان، به ویژه کودکان کر و لال، بیشترین توان و زمان او را مصروف خود می‌داشت.</p>
<p>ثمین به گفته خودش موش آزمایشگاه پدر شده بود. پدر گوش‌هایش را با موم پر می‌کرد و او را وا می‌داشت بدون استفاده از حس شنوائی حرف‌های اورا دریابد. آزمایش‌های پدر به نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران سمعکی را به نام &#8220;تلفن گنگ&#8221; اختراع کرد و آن را به نام خود به ثبت رسانید.</p>
<p>ثمین بدینگونه در فضای آموزش و پرورش کلاس پدر از&#8221;ارتباط طبیعی صوت و کلام&#8221; آگاهی پیدا کرد و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال خود را دارد و این دو را می‌توان جای یکدیگر نشانید. آزمایش‌های پدر از یک سو و آشنایی مادر با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر تاثیری ترکیبی در ثمین بر جای نهاد که راه آینده او را روشن ساخت. ثمین در &#8220;باغچه اطفال&#8221; خواننده سرودهایی بود که از پیوند شعر پدر و آهنگ مادر پدید می‌آمد.</p>
<p>شانس بزرگ</p>
<p>ثمین و ثمینه باغجه بان در کنار پدر (جبار باغچه بان) و مادرشان</p>
<p>ثمین در سال ۱۳۱۷ در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. البته کارها آنگونه که دلش می‌خواست پیش نرفت. آرزو داشت پیانونواز شود ولی شرط محال نخستین آن بود که پیانویی در خانه داشته باشد.</p>
<p>این با زندگی فقیرانه خانواده باغچه بان سازگار نبود. ناگزیر ولی باز هم با شور و شوق ویولن را انتخاب کرد، با این فکر که از ویولنی که مادرش در خانه داشت استفاده کند. ولی شرط غیر عملی دیگر آن بود که جنس ویولن باید ممتاز باشد. ویولن مادر چنین نبود.</p>
<p>ثمین به ناگزیر و بر خلاف میل درون به سازهای بادی روی آورد که آن‌ها را می‌شد از هنرستان به وام گرفت. در قرعه فال ثمین نام دو ساز &#8221; کر&#8221; و &#8221; ابوا&#8221; آمده بود. بی رغبتی به سازهای بادی تحمیلی در نهایت به سود ثمین تمام شد. زیرا او را به سوی آهنگسازی سوق داد و در کلاس آرمونی نو بنیاد &#8220;پرویز محمود&#8221; که تازه از بروکسل بازگشته بود نام نوشت. سازهای بادی نیز به کناری نهاده شد. زیرا به سبب درگیری جنگ دوم جهانی، هنر آموزان خارجی این سازها به کشورهای خود بازگشتند و بیشتر کلاس‌های هنرستان تعطیل شد.</p>
<p>ثمین در جمع یکی دو سالی توانست در هنرستان درس بخواند و بتواند به قول خودش &#8221; گام دو ماژور&#8221; را با ابوا بنوازد و مبانی اولیه آرمونی را هم بیاموزد. ولی در هنگامه دلسردی‌ها شانس دیگری به او روی آورد.</p>
<p>او توانست با استفاده از یک بورس تحصیلی به ترکیه برود و در کنسرواتوار آنکارا در رشته آهنگسازی تحصیل کند.</p>
<p>ثمین باغچه بان در همان آنکارا با &#8220;اولین&#8221; دختری از همدوره‌های خود ازدواج کرد و در سال ۱۳۲۹ با ذهن و اندیشه‌ای پرورده به ایران بازگشت. اولین همیشه یار و مددکار ثمین بود.</p>
<p>او که در رشته پیانو و آواز درس خوانده بود، پس از بازگشت به ایران کوشید بیشترین توان خود را برای تفسیر آفریده‌های همسر خود به کار گیرد. ثمین خود همیشه می‌گفت اگر نامی در میان آهنگسازان ایران یافته به همت اولین بوده است.</p>
<p>اولین علاوه بر این، سه گروه آواز جمعی بنیاد کرد. گروه کر هنرستان عالی موسیقی، گروه کر تهران و گروه کر فرح پهلوی. او جدا از سرپرستی گروه‌های آواز جمعی به عضویت سازمان اپرای تهران در آمد وبا صدای گرم خود در تالار رودکی در نقش‌های مختلف اپرائی ظاهر شد.</p>
<p>و اما ثمین پس از بازگشت به ایران در همان هنرستانی که فرا گیری موسیقی را آغاز کرده بود، به آموزش موسیقی پرداخت. او هفده سال تمام استاد هارمونی در هنرستان بود.</p>
<p>آفریده‌ها</p>
<p>اولین همیشه یار و مددکار ثمین بود</p>
<p>با گشایش تالار رودکی در سال ۱۳۴۸ ثمین باغچه بان نیز چون تنی چند از آهنگسازان دیگر به استخدام این سازمان در آمد.</p>
<p>&#8220;زال و رودابه&#8221; نام نخستین اثر صحنه‌ای اوست که با الهام از شاهنامه فردوسی، برای اجرا در شب گشایش تالار آفریده شده است. بنیاد گروه‌های آواز جمعی از سوی همسر نیز، او را برانگیخت که با کار روی ترانه‌های بومی ایران، قطعاتی برای آواز و گروه بیافریند.</p>
<p>در میان قطعات بازمانده از ثمین در وهله نخست می‌توان از &#8221; بومی وار&#8221; او یاد کرد. که خودش به آن دلبستگی بسیار داشت و می‌گفت بیست سال منتظر مانده تا دری به تخته‌ای بخورد و آن را با ارکستر سنفونیک تهران اجرا کند. &#8221; درخت سرو&#8221; یکی دیگر از کارهای او در زمینه موسیقی بومی است، که برای ارکستر بزرگ، گروه کر آواز جمعی و تکخوان، نوشته شده و بر محور این دو بیتی معروف می‌گردد.</p>
<p>درخت سرو بودم، کنج بیشه</p>
<p>تراشیدن مرا با ضرب تیشه</p>
<p>تراشیدن مرا قلیون بسازن</p>
<p>که آتیش بر سرم باشه همیشه</p>
<p>فضا سازی‌های درخشان ثمین از وهم بیشه، انتظار و سوزش آتش، درخت سرو را به یکی از زیباترین قطعات موسیقی پیشرو تبدیل کرده است. &#8220;شلیل&#8221; و &#8220;ویرانه&#8221; نیز از قطعات بومی تنظیم شده از سوی ثمین است که ارزش‌های ویژه خود را دارد.</p>
<p>&#8220;پرستندگان و سپاهیان&#8221; برای گروه آواز جمعی و ارکستر، &#8221; که داند که..&#8221; و &#8220;من عاشقی‌ام&#8221; برای آواز جمعی، تکخوان ارکستر، &#8221; متل&#8221; برای آواز جمعی، پیانو و سازهای ضربی و &#8221; شعله سه رنگ&#8221; از دیگر آثار به یاد ماندنی او به شمار می‌آید.</p>
<p>رنگین کمون، مشهورترین اثر ثمین در میان ایرانیان است</p>
<p>ثمین قطعات برانگیزاننده‌ای نیز برای کودکان ساخته که تعدادی از آن‌ها را موسسه ماهور، زیر عنوان &#8220;رنگین کمون&#8221; به بازار فرستاده است. ثمین، رنگین کمون را به پدرش اهدا کرده که &#8220;اولین شعرها و سروده‌ها را به او یاد داده و برایش دفترچه نقاشی و مدادهای رنگی خریده&#8230; و دستش را گرفته تا بتواند تصویر اولین آهو، کشتی، کلاغ، خورشید و آدم‌ها را بکشد&#8230;&#8221;</p>
<p>اجرای قطعات رنگین کمون را شماری از اعضای ارکستر سنفونیک رادیو وین، به رهبری &#8220;توماس کریستیان داوید&#8221; بر عهده داشته‌اند و متن‌ها را بهجت قصری(سوپرانو) و اولین باغچه بان( متسو سوپرانو) خوانده‌اند.</p>
<p>زندگی نامه ثمین باغچه بان کامل نخواهد بود اگر از کوشش‌های او در زمینه ادبیات سخن به میان نیاوریم. او از نادر موسیقیدانان ایرانی بود که دستی توانا در نوشتن داشت و گزارش و نقد و قصه می‌نوشت.</p>
<p>در سفر ترکیه، به &#8221; ناظم حکمت&#8221; شاعر چپ گرای ترک علاقمند شد و در بازگشت به ایران، برخی از آثار او را به فارسی برگرداند. بعدها به ترتیب سراغ &#8220;عزیز نسین&#8221; و &#8220;یاشار کمال&#8221; رفت و کارهائی از آن دو را نیز به فارسی در آورد.</p>
<p>ثمین خود می‌گفت که نخستین معرف شاعران و نویسندگان برجسته ترک به جامعه فرهنگی ایران بوده است. در جمع دوازده جلد کتاب از ثمین به یادگار مانده که غالب آن‌ها به چاپ‌های بعدی رسیده است. دو سه متن دیگر نیز در دوره مهاجرت به ترکیه( از سال ۱۹۸۴ به بعد) فراهم آورده بود و در جستجوی ناشری امین بود که آن‌ها را به دستش بسپارد و چنین نشد.</p>
<p>BBC</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af/'>هنر و فرهنگ</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/148/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=148&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/17/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ab%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ba%da%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/03/100317125234_4.jpg?w=124" medium="image">
			<media:title type="html">100317125234_4</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سگ و گربه های سوئیسی وکیل می‌گیرند</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/07/%d8%b3%da%af-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/07/%d8%b3%da%af-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 21:51:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=146</guid>
		<description><![CDATA[مردم سوئیس امروز 7 مارس، در یک همه پرسی شرکت کرده اند که موضوع آن پیشنهاد انتخاب وکیل تسخیری برای دفاع از حیوانات در دادگاه است. یک وکیل مدافع حقوق حیوانات، هم اکنون در شهر زوریخ در سوئیس به این کار اشتغال دارد و طرفداران این پیشنهاد می گویند فعالیت های وی سبب شده به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=146&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردم سوئیس امروز 7 مارس، در یک همه پرسی شرکت کرده اند که موضوع آن پیشنهاد انتخاب وکیل تسخیری برای دفاع از حیوانات در دادگاه است.</p>
<p>یک وکیل مدافع حقوق حیوانات، هم اکنون در شهر زوریخ در سوئیس به این کار اشتغال دارد و طرفداران این پیشنهاد می گویند فعالیت های وی سبب شده به جلوگیری از ظلم و خشونت نسبت به حیوانات، کمک شود.</p>
<p>آنتوان گوتشل، تا کنون چندین بار برای دفاع از سگ ها، گربه ها، گاوها، گوسفندها و حتی یک ماهی، به دادگاه رفته است.</p>
<p>وی می گوید لازم است در مورد آنهایی که نمی توانند از جانب خودشان صحبت کنند، عدالت رعایت شود.</p>
<p>آقای گوتشل می افزاید: &#8220;از نظر من حیوانات یکی از ضعیف ترین بخش های جامعه اند و لازم است از آنان حمایت بیشتری بشود.</p>
<p>او می گوید هر سال به طور متوسط به صد پرونده مربوط به بی رحمی نسبت به حیوانات رسیدگی می کند.</p>
<p>در زوریخ از سال 1992 در مواردی که موضوع بی رحمی نسبت به حیوانات مطرح است، در نظر گرفتن وکیل مدافع برای حیوانات اجباری شده است.</p>
<p>ولی سوئیس هم اکنون دارای قوانین بسیار انعطاف ناپذیری در مورد رفاه حیوانات است و دولت سوئیس با توجه به این که هزینه گرفتن وکیل اجباری برای حیوانات را باید مالیات دهندگان سوئیسی تامین کنند، از شرکت کنندگان در همه پرسی خواسته با این پیشنهاد مخالفت کنند.<br />
اعتراض دامپروران</p>
<p>لابی قدرتمند دامپروران سوئیس نیز از مخالفان این پیشنهاد است.</p>
<p>با توجه به کاهش سوبسیدها و نیز پائین آمدن قیمت شیر، دامداران سوئیسی می گویند این تدابیر صرفا موجب افزایش هزینه ها و بوروکراسی در سیستمی خواهد شد که هم اکنون دارای قوانین بیش از حدی در مورد حمایت از حیوانات است.</p>
<p>هانس استاب، که صاحب یک دامپروری و تولید کننده فرآورده های لبنیاتی است، می گوید در حال حاضر دام های او بیشتر مدت زمستان را در محل سرپوشیده می گذرانند ولی در صورت تصویب پیشنهاد مورد بحث، این حیوانات باید دو تا سه روز در هفته را در فضای آزاد بگذرانند.</p>
<p>در حال حاضر کسانی که سگ نگاه می دارند باید دوره های آموزشی اجباری را بگذرانند. خوکچه های هندی را نمی توان تنها در قفس نگاه داشت و حتی مرغ های عشق هم باید در قفس مصاحبی داشته باشند.</p>
<p>BBC</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/'>حقوق بشر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/146/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/146/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=146&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/03/07/%d8%b3%da%af-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نيروي عظيم درون انسان &#8211; T.N.T</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/02/04/%d9%86%d9%8a%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-t-n-t/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/02/04/%d9%86%d9%8a%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-t-n-t/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2010 17:46:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=144</guid>
		<description><![CDATA[نيروي عظيم درون انسان &#8211; T.N.T اثري از: موسسه انگيزش موفقيت امريکا تي . ان . تي چيست ؟ تي . ان . تي توانايي است ؛ توانايي بس سازنده و خدادادي ذهن . همه انسان هاي موفق دانسته يا ندانسته از اين قدرت استفاده کرده اند ؛ زيرا موفقيت بدون آن حاصل نمي گردد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=144&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نيروي عظيم درون انسان &#8211; T.N.T<br />
اثري از: موسسه انگيزش موفقيت امريکا<br />
تي . ان . تي چيست ؟<br />
تي . ان . تي توانايي است ؛ توانايي بس سازنده و خدادادي ذهن . همه انسان هاي موفق دانسته يا ندانسته از اين قدرت استفاده کرده اند ؛ زيرا موفقيت بدون آن حاصل نمي گردد .</p>
<p>جان کلام اينکه آنچه به شکل افکار و احساسات در ذهن خود جاي مي دهيد متعاقبا در جهان شکل ملموس به خود مي گيرد . بنابراين بايد اين حقيقت اساسي را بپذيريد که وقتي افکارتان تغيير کند رويدادهاي جهان برون شما نيز تغيير خواهد کرد .</p>
<p>فردا همان خواهد شد که امروز انديشيده ايد</p>
<p>شناخت تي . ان . تي :</p>
<p>يکي از مهمترين نکات در شناخت نيروي تي . ان . تي باور کردن آن است . تلقين , تأثيري فراوان بر ذهن شما دارد , به آن بگوييد تو مي تواني , تومي تواني ومي تواني , بي ترديد کل دستگاه ذهني شما به کار خواهد افتاد . درک قدرت نيروي عظيم انساني تي . ان . تي براي مقابله با دشواري ها ي جهان کنوني ضروري است . خود را در برابر افکار و احساسات منفي ديگران نيز بيمه کنيد .</p>
<p>تغيير نگرش :<br />
براي آشکار کردن نيروي تي . ان . تي دروني به تجزيه و تحليل خود بپردازيد , شماي امروزي نتيجه تفکرات ديروزي خود هستيد تجارب گذشته خوب يا بد , همه در ذهن شما ثبت شده است , و در حافظه تان باقي است . چه بتوانيد آنها را به خاطر بياوريد و چه نتوانيد . افکار خوب رويداد هاي خوب را جذب مي کند و افکار بد رويداد هاي بد را .</p>
<p>هر آنچه اکنون برايتان رخ مي دهد ريشه در گذشته شما دارد . بايد تجارب گذشته خود را مرور کنيد و تمام افکار و واکنش هاي هيجاني غلط را از ذهنتان بيرون بريزيد .</p>
<p>با خود انديشيدن :</p>
<p>وقتي نخستين بار فهميدم که با فکرهايي که مي کنم تجارب نا خوشايندي را بسوي خود مي خوانم واقعا تکان خوردم ؛ تا آن زمان مانند بسياري از افراد , ديگران و شرايط خارجي را عامل وضع نابسامان خود مي دانستم فکر مي کردم در آنچه برايم رخ مي دهد تقصيري متوجه من نيست و با همين فکر آلام خود را تسکين مي دادم .</p>
<p>اسرار انسانهاي بزرگ :</p>
<p>به راستي آن چيست که انسان هاي بزرگ را بزرگ مي کند ؟ آيا همان چيزي نيست که آنها خود را در حال داشتن و به دست آوردنش تصور و تجسم مي کنند . آنها به خود اين جرأت را مي دهند که دست آوردهاي عظيمي را براي خود قائل شوند و در همين حال نيروي دروني آنها روي اين تصويرها و تخيلات کار مي کند و در نهايت آنها را بدانچه که مي خواهند مي رساند .</p>
<p>براي بزرگ بودن بايد بزرگ انديشيد</p>
<p>کاملا مشخص است آنهايي مي توانند از اين قدرت خويش استفاده کنند که در زندگي براي خود سمت و سوئي دارند . مي دانند مقصدشان کجاست و چگونه مي توان به آن رسيد , آينده خويش را تصوير کرده و با قاطعيت و ايمان در مسير آن گام مي نهند .</p>
<p>منش و رويه اين افراد خيلي زود به ديگران نيز سرايت مي کند در حقيقت برنامه ريزان و اقدام کنندگان آينده , همين ها هستند . در حالي که بيشتر مردم دنباله رو اينان هستند براي رهبر بودن بايد قدرت درون خويش را کشف کنيد</p>
<p>قانون جذب :</p>
<p>قانون جذب فقط چيزهايي براي شما خواهد آورد که تصوير کنيد</p>
<p>اگر چيزي را به مدت کافي به وضوح و با اطمينان کافي تصور کنيد به حقيقت خواهد پيوست . نيروي تي . ان . تي درون شما مطيع بي چون و چراي دستورهاي شماست و آنچه را خواهان آن هستيد يا آنچه را که از آن مي ترسيد بدون توجه به اين که خوب است يا بد به شما خواهد داد . تصميم بر عهده شماست , شهامت مطالعه و بررسي خود و کشف معايب و ضعف ها بسيار مشکل بوده و کوشش براي ديدن خود آنطور که ديگران مي بينند مستلزم بردباري , حلم و صداقت بسيار است .</p>
<p>سپرهاي دفاعي :</p>
<p>هرگز براي يک لحظه هم که شده فراموش نکنيد که زندگي يک قضيه ي منطقي است</p>
<p>در جهان علت ها و معلول ها زندگي مي کنيد و در اين جهان هيچ چيز به تصادف رخ</p>
<p>نمي دهد در حقيقت اسباب آنچه برايتان رخ مي دهد را خود شما با تفکرتان چه مثبت و چه منفي فراهم مي کنيد .</p>
<p>درک نيروي تي . ان . تي :</p>
<p>بعد از اين حتي اگر چيزي به نظرتان غير ممکن آمد هرگز نگوييد که غيرممکن است نگذاريد ذهنتان در تفکر محدودي که آلوده به پيش داوري است باقي بماند . ذهن خود را از خشم خصومت نفرت و واکنش هاي هيجاني منفي رها کنيد اين افکار جلوي پيشرفت شما را مي گيرد .</p>
<p>غربال کردن تصاوير ذهني :</p>
<p>شما از همه چيز, هم چيزهاي خوب و هم از چيزها ي بد عکس مي گيريد و آنها را با احساسي که در آن لحظه داريد در ذهن خود انبار مي کنيد . آنچه در ذهن تصوير</p>
<p>مي کنيد چنانچه با نيروي سازنده ي دروني تان همراه شود مي تواند چيزي را که از آن مي ترسيد يا دوست داريد , برايتان به ارمغان آورد به همين دليل است که به اين نيروي دروني تي . ان . تي مي گوييم که بسته به سازنده بودن تفکر شما يا مخرب بودن آن براي شما يا عليه شما کار مي کند . هر طور خود را از ذهن و دل تصوير کنيد همان خواهد شد . جايگزين کردن تصويرهاي درست به جاي تصويرهاي غلط مستلزم مرور در گذشته است . گذشته اي که تصويرهاي غلطي همچون ترس , نگراني و نفرت در آن شکل گرفته اند حتي اگر اين مرور برايتان ناخوشاند باشد براي يک بار هم شده دوباره به آنها توجه کنيد .</p>
<p>نيروي خالق درون :</p>
<p>عزم کنيد هر روز مدتي را مشخصا به منظور آرام کردن بدن و ذهن خود کنار بگذاريد . اگر حاضر باشيد روزي پنج تا ده دقيقه صبح , بعدازظهر و شب به تمرين براي</p>
<p>فرا گرفتن تکنيک آرام سازي بدن و ذهن , اختصاص دهيد ؛ جان جديدي به خود خواهيد دميد . و خواهيد توانست آن نيروي خلاق درون خودرا در اختيار گيريد با سه بار تکرار در هر روز چنان برايتان آرامش يافتن و رها کردن افکار گوناگون عادت خواهد شد که خواهيد توانست هر وقت بخواهيد فورا بنشينيد و آن را مرحله به مرحله انجام دهيد .</p>
<p>آرامش :</p>
<p>آرامش داشته باشيد زندگي و جهان را به خاطر افکارو اعمال ديگران برخود سخت نگيريد , کوشش نکنيد پيش از اينکه فرداهايتان برسند همين امروز آنها را زندگي کنيد .</p>
<p>بايد يا نبايد :</p>
<p>چند بار به خود گفته ايد بايد يا نبايد ؟ نيروي سازنده دروني نمي تواند به طور مغناطيسي چيزها را جذب کند مگر اينکه با تصميم گيري شما مغناطيس شود و شما بايد اين نيروي مغناطيس ذهن خود را در جهتي که مي خواهيد هدايت کنيد . وقتي از نظر ذهني و هيجاني در برابر خود مي ايستيد , نيروهاي مغناطيسي خود را سردرگم , مات و حتي نابودمي کنيدوذهن وجسم بي جهت , فقط شرايط بي جهت و هدف فراهم مي کند.</p>
<p>اگر مي بينيد که نمي توانيد تصميم بگيريد احتمالا به اين علت است که با انديشه ها , عادت ها و خواسته هايي قديمي دست به گريبان هستيد که حتي وقتي نداي دروني</p>
<p>مي گويد آنها را کنار بينداز نمي توانيد نيروهاي پراکنده را مجددا سازمان دهي کنيد .</p>
<p>تصميم بگيريد و مستقيم به جلو پيش رويد .</p>
<p>فقط دو راه داريد مي توانيد يا سعود کنيد يا سقوط . اکنون لحظه تصميم گيري است راهي براي خروج نيست , راهي براي بازگشت نيست هيچ راهي جز راه جلو وجود ندارد</p>
<p>از خود واقعي درونتان دستور بگيريد از دستورات آن پيروي کنيد هر چقدر که در لحظه کنوني مشکل باشد از کساني که به آنها بدي کرده ايد معذرت خواهي کنيد همه خشم ها و نفرت ها ي گذشته را بزدائيد ذهن خود را ازترسها و موانع گذشته پاک کنيد تا مجرائي براي افکار خوب شود و بتواند به شما کمک کند چيزهاي خوب را به خود جذب کنيد .</p>
<p>تصميمات زاده شجاعت است و شجاعت از ايمان به خود و نيروي خدايي درون حاصل مي شود .</p>
<p>دشمن شماره يک شما :</p>
<p>فکر مي کنيد چه کسي يا چيزي دشمن شماره يک شما است ؟</p>
<p>آن دشمن ترس است بيشتر ترس هاي شما از کودکي به جا مانده است اگر مي بينيد از برخورد و رويارو شدن با موقعيت هايي که در زندگي تان پيش مي آيد مي هراسيد و اجتناب مي کنيد دليل آن ترسوتر بودن شما نسبت به افراد ديگر نيست ؛ بلکه تنها دليلش اين است که شما کنترل کمتري بر هيجانات خود داريد . وقتي ترس بر شما غلبه مي کند خود را چه جسماني و چه رواني آسيب ديده تصور مي کنيد و ضميرناخودآگاه تان که بر اساس اين تصوير عمل مي کند سبب مي شود سوژه مورد ترس اتفاق افتد . هربار که بگذاريد اين ترس بر شما مسلط شود بيشتر به آن اجازه داده ايد تا در اختيارتان گيرد علاوه بر اين تصوير ترس در شما قوي تر مي شود و ضمير ناخودآگاه تان اجازه</p>
<p>مي يابد تا تصويرهاي نا خوشايند را در زندگي خارجي شما به حقيقت تبديل کند .</p>
<p>نخستين گام :</p>
<p>نخستين گام براي راندن ترس از ضمير خود رويارو شدن با آن است اگر اين ترس را با دقت بررسي کنيد ذهن هوشيار شما اختيار را به دست مي گيرد اما هنگامي که ترس بر شما مسلط باشد , بندرت امکان دارد که بتوانيد احساس هاي هيجاني را در اختيار بگيريد زيرا واکنش هيجاني بسيار قوي است . بينديشيد که بايستي چگونه واکنش نشان ميداديد آنگاه تصويري ذهني از خود ايجاد کنيد که در آن بر ترس ها فائق آمده ايد و همان کاري را مي کنيد که ذهن هوشيار شما دستور مي دهد .</p>
<p>نيروي حيات بخش :</p>
<p>ايمان تنها يک کلمه نيست بلکه نيرويي است قطعي , حيات بخش , توانا کننده و داراي قدرتي پويا که شرايط را جذب مي کند و افراد را به جنبش و عمل وا مي دارد عمل کنندگان جهان همه با ايمان به حرکت درآمده اند .</p>
<p>ايمان سرچشمه موفقيت است</p>
<p>اگر ايمان و اعتماد به نفس هردو براي شما کار کند هرگز شکست نمي خوريد با به کار گرفتن نيروي ايمان مي توان کارهايي کرد که شبيه معجزه اند همه اختراعات بزرگ فقط حاصل ايمان هستند انديشه هاي خويش و توانايي عملي کردن آن انديشه ها را باور کنيد فراموش نکنيد که نيروي سازنده شما تا هنگامي که به آن ايمان نداشته باشيد عمل نمي کند .</p>
<p>رسيدن به خواسته هاي دروني :</p>
<p>شما در دوره تصوير و صوت ماشيني و الکترونيکي به سر مي بريد فضاي اطراف شما پراست از امواج راديوئي و تلوزيوني علاوه بر آن امواج فکر نيز ما را احاطه کرده است .</p>
<p>ذهن شما در تمام مواقع چه در بيداري و چه در خواب نسبت به چيزهايي که در اطرافتان رخ مي دهد به طور خودآگاه و ناخودآگاه واکنش نشان مي دهد و خود به خود بر شما تأثير مي گذارد پس ذهن ناخودآگاه هيچ مقاومتي نشان نمي دهد و با تکرار انديشه هاي خويش مي توانيد آنها را در ذهن خود پايدار سازيد .</p>
<p>دو روش موثر وجود دارد که مي توانيد براي تقويت آنچه تصوير مي کنيد آنها را مورد استفاده قرار دهيد و هدف هاي خود را در ذهن مشخص و روشن کنيد :</p>
<p>1- با کلماتي روشن و گويا هدف خود را روي کارت هاي کوچک بنويسيد و آنها را هميشه در دسترس داشته باشيد تا بتوانيد به آساني به آنها مراجعه کنيد .</p>
<p>2- خواسته ها و اهدافتان را به صورت سخنان يا بيان هاي مشخصي روي نوار ضبط کنيد و اين سخنان را در فراغت هاي مختلف گوش کنيد تا با صداي خودتان آن اهداف به شما تلقين شود اکنون شما وسائل ديداري و شنيداري در اختيار داريد . منظور اين نيست که هميشه هر جا هستيد با خود حرف بزنيد يا به خود نامه بنويسيد بلکه مطرح شدن انديشه ها در ذهن تان مهم است با شکل گرفتن تصويرهاي ذهني جزئيات آرزوها و خواسته هايتان را بيشتر کنيد .</p>
<p>هميشه قدرت موثر تکرار را به ياد داشته باشيد البته تا وقتي نپذيريد که تک تک جزئيات آنچه مي خواهيد بايد در فکر شما تصوير شود و آنجا بماند تا به حقيقت بپيوندد . نوشتن آرزوها و اهداف معني ندارد . روش ديگر آن است که پاکتي بزرگ تهيه کرده روي آن بنويسيد خواسته هاي من و برگه هايي را که روي آنها خواسته ها و تغييرات مورد نظرتان نوشته شده در آن بگذاريد , مي توانيد در طي روز يا شب مدتي را به مرور و انديشيدن به آنچه صميمانه و صادقانه نوشته ايد اختصاص دهيد هر يک را بررسي کنيد و ببينيد آيا پيشرفتي به سوي هدف صورت گرفته است وقتي هدفي حاصل شد , پرونده آن موضوع را ببنديد و به سراغ هدف ديگري برويد و بدين ترتيب پيوسته در مسير رشد و کمال باشيد .</p>
<p>اين فرايندي بي پايان با شکوه و رضايت بخش است با نوشتن بيانيه هاي شجاعت , ايمان و اطمينان به خود ترس را از زندگي تان بزدائيد گفته ها را روي نوار ضبط کنيد و به آن گوش دهيد . کلماتي را که نوشته ايد بلند بخوانيد و به صداي خود گوش کنيد . مي دانيد و باور داريد که چيزهايي خوب اتفاق خواهد افتاد همه ترس ها و افکار نگران کننده را داريد از ذهن خود خارج مي کنيد . مي دانيد که اگر اجازه دهيد اين چيزها بمانند,فقط يک شرايط ناخوشايند را براي شما به ارمغان خواهند آورد .</p>
<p>در ذهن خود فيلتري قرار دهيد و پيش از اينکه افکار ناراحت کننده و ترس ها آسيبي برسانند جلوي آنها را بگيريد . از خيالپردازي دست برداريد , شک هاي خود را</p>
<p>ازبين ببريد دست به کار شويد سعي کنيد خواسته هاي خود را بنويسيد يا ضبط کنيد يا هر دو کار را انجام دهيد .</p>
<p>آفريدن آينده :</p>
<p>پيش از آنکه بتوانيد آنچه را مي خواهيد به کمک ذهن خود بدست آوريد بايد بيشتر درباره نحوه کار ضمير ناخودآگاه خود بدانيد ضمير ناخودآگاه شما تصويرهاي ذهني احساس ها و تجربه هايي را که داشته ايد براي استفاده در آينده ذخيره مي کند احساس شما درباره افراد يا چيزها و وقايع در ضميرناخودآگاه شما ذخيره مي شود ترس ها و نگراني ها و افکار خوب همه باهم در آنجا هستند , وقتي افکار خوب در ذهن خود مطرح کنيد آنها نيز افکار خوبي را که پيشاپيش در بايگاني ذهن شماست فعال خواهند کرد اين به عهده شماست که از ضميرناخودآگاه به نفع خويش بهره بگيريد نه به زيان خود .</p>
<p>قدرت خداداد درون ما خزانه عظيمي است که منابع سرشار دست نخورده اي در آن باقي است به خود بياموزيد که از شم خود و از هدايت و ادراکات فراحسي خود پيروي کنيد .</p>
<p>اگرنيروهاي عالي خود را باور کنيد . اگر ايمان داشته باشيد آنها در خدمت شما خواهند بود</p>
<p>اگر برخود تأثير مناسبي بگذاريد خواهيد توانست بر ديگران نيز تأثير مناسب بگذاريد</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87/'>مقاله</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/144/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/144/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=144&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/02/04/%d9%86%d9%8a%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-t-n-t/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>زبان فارسی و کارکردهای تازۀ آن</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/30/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%80-%d8%a2%d9%86/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/30/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%80-%d8%a2%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2010 00:17:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=140</guid>
		<description><![CDATA[داریوش آشوری هزاره ای پیش از این، در اوج رشد و گسترش علم و ادبیات در قلمرو تمدن اسلامی و بویژه در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، در سدۀ چهارم و پنجم هجری، مردی جوینده و پژوهنده، یک نبوغ علمی بی مانند، یعنی ابوریحان بیرونی، در پیشگفتار کتاب الصیدنه (که به عربی نوشته است) پس [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=140&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/dariush_ashouri_02.jpg"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/dariush_ashouri_02.jpg?w=120&#038;h=150" alt="" title="dariush_ashouri_02" width="120" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-141" /></a>داریوش آشوری</p>
<p>هزاره ای پیش از این، در اوج رشد و گسترش علم و ادبیات در قلمرو تمدن اسلامی و بویژه در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، در سدۀ چهارم و پنجم هجری، مردی جوینده و پژوهنده، یک نبوغ علمی بی مانند، یعنی ابوریحان بیرونی، در پیشگفتار کتاب الصیدنه (که به عربی نوشته است) پس از خوار شمردن زبان مادری خویش، یعنی زبان خوارزمی، زبان طعنه بر فارسی می گشاید و از خامی آن در زمینۀ علم شکوِه می کند و آن را زبان «داستانهای خسروان و قصه های شبانه» می شمارد و زبان عربی را زبان واقعی علمی می داند و می گوید:</p>
<p>استاد داریوش آشوریعلوم از همه سوی جهان به زبان عربی فرآورده شده و دلها بدان آراسته گشته و زیور یافته و نیکوییهای این زبان در رگ &#8211; و &#8211; پی ها روان شده است. اما هر قومی زبانی را که بدان خوگراست خوشگوار می پندارد و آن را با همۀ درشتیها و نارساییهایش برای نیازهای خود به کار می برد. و این نکته را با خویشتن خویش می سنجم که خوگر با زبانی است [ یعنی، زبان خوارزمی ] که هر گاه چیزی از علم در آن بنشانند چنان شگفت می نماید که دیدن شتر بر بام و زرافه در زیر پالان. سپس به تازی و فارسی پرداخته ام که در هر یک دستی دارم و در آنها کارکرده ام. مرا نکوهش به تازی خوشتر است تا ستایش به فارسی. و معنای این گفته آن کس داند که در کتابی علمی که به فارسی درآورده اند درنگرد تا ببیند که چگونه آب &#8211; و &#8211; رنگ آن می رود  و چهره اش تیرگی می پذیرد و بی هوده می شود، چرا که این زبان جز به کار بازگفتن داستانهای خسروان و قصه های شبانه نیاید.[1]</p>
<p>این داوری یک ذهن علمی، به معنای درست و عالی کلمه، است دربارۀ زبان فارسی در روزگار خود؛ یعنی حکم یک داور بی طرف که خوب و بد هر چیز یا چند &#8211; و &#8211; چون آن را آنچنانکه می شناسد، بازمی گوید تا بدانجا که می تواند زبان مادری خود را بی هیچ تعصبی چنین بی مایه بشمارد. از این داوری دربارۀ سه زبان یک حکم کُلیتر می توان برکشید، که حکم کلی یک ذهن علمی ست و آن اینکه، به نظر ابوریحان، در کار علم هر زبانی را که فرا خورتر و آماده تر باشد باید همان را برگزید و به کار گرفت و در کار زبان علمی نباید تعصب داشت. به عبارت دیگر، و به زبان امروزی، ابوریحان هوادار یک «زبان بین المللی» علمی است، که برای او و در روزگار او زبان عربی بوده است. ابوریحان یک شاگرد بزرگ مکتب اندیشۀ علمی یونانی است و از پیشتازان «روح علمی» و علم تجربی، و داوری او دربارۀ سه زبان نیز از همین «روح علمی» و نیاز علمی بر می خیزد.</p>
<p>آزردگی ابوریحان از خامی زبان کتابهای علمی به فارسی، که در آن روزگار نوشته می شده، درست و بجاست و هر چند او خود نیز کوشیده است با نوشتن التفهیم دست به تجربه ای در کار گفتار علمی به فارسی بزند، اما اگر اجباری در کار نمی بود، یعنی شاهزاده ای از او چنین درخواستی نکرده بود، چه بسا هیچگاه دست به چنین کاری نمی زد. و سرانجام، حاصل کار نیز نمی باید او را چندان خرسند کرده بوده باشد. چنانکه کوشش مرد بزرگ دیگر همروزگار او، یعنی ابن سینا، نیز که با نوشتن دانشنامۀ علائی دست به تجربه ای در فارسی نویسی و بیان فلسفه به این زبان زده، چندان کامیاب نبوده است. و این گرهی ست که در سده های پسین نیز چنانکه باید گشوده نشده است. انصاف باید داد که در این هزاره ای که از روزگار ابوریحان گذشته، زبان فارسی در زمینه علم و فلسفه نتوانسته است، چنانکه باید، زبانی کارآمد و هموار و خوش رکاب باشد و اگر بجد در این کار نظر کنیم، چه بسا با ابوریحان هم آواز شویم که زبان فارسی تا کنون بیشتر زبان ادبیات بوده است تا علم و فلسفه. بیهوده نیست که در این هزاره در میان ایرانیان کمابیش هر مرد جدی و باریک اندیشی در کار علم و فلسفه هنگامی که خواسته است کاری اساسی کند به زبان عربی پناه برده است، چرا که زبان عربی برای این کار پخته تر و پرورده تر بوده است و میراث اندیشه و علم در حوزۀ تمدن اسلامی در آن زبان و با آن زبان جوشیده و بالیده است.</p>
<p>و اما، تمدن اسلامی یک زبان مشترک فرهنگی داشت که توانست میراث علم و فلسفۀ یونانی و آنچه را که از ایران و هند و دیگر جاها بدان می رسید در خود کشَد و بگوارَد و آن را به شیوۀ خود و در عالم خود رشد دهد و کمال بخشد و کار را بر دانشجویان علم و فلسفه آسان کند. و هر که این زبان را آموخت می توانست بر تمامی آن میراث دست یابد و خود نیز چه بسا با نوشتن کتاب به آن چیزی بر آن بیفزاید، چنانکه در ایران تا پایان همین سدۀ چهاردهم هجری قمری نویسندگانی بوده اند که در زمینۀ عرفان و الاهیات و تفسیر به این زبان کتاب نوشته اند و چه بسا هنوز نیز می نویسند. اما ما امروز، از نیک یا بد زمانه، در روزگاری هستیم که زبانمان ناگزیر می باید کمابیش بیانگر همۀ چیزهایی باشد که تمدن جهانگیر مدرن در زمینه علم و فلسفه و هنر و تکنیک و نیز صورتهای نو رفتارها و نهادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و دانشهای کاربردی و فنهای مربوط به آنها پدید آورده است. به عبارت دیگر، اگر نه تمام، دست کم بخش عمده ای از دستاوردها و فراورده های این تمدن را، که تمامی کرۀ زمین را فروگرفته، در خود بگنجاند. و امروز دیگر چنان زبان بین المللی گره گشایی نیز برای ما در کار نیست و فارسی و عربی هر یک جداگانه می باید به چالش زبانهای بین المللی امروزی پاسخ گویند، چالشی عظیم و پیچیده و تو &#8211; در &#8211; تو. اگر تمدن اسلامی به اختیار و آرام &#8211; آرام و با شور &#8211; و &#8211; شوق و کمابیش با روح کنجکاو و تازه جویی که در سده های نخستین در آن پیدا شده بود به سراغ میراث یونانی رفت و بخشی از آن را از آن خود کرد، اکنون سیلاب جهانگیر این تمدن فلسفی و علمی و تکنیکی ست که تمامی حصارهای قرون وسطایی را در سراسر جهان شکافته و خانه های کهن پدری را درهم کوفته و فرزندان را از خواب آسودۀ قرنها پرانده و در &#8211; به – در کرده است. یعنی این بار اختیاری به آن معنا در کار نیست، و هر کس یا هر قومی و ملتی که نخواهد این را بفهمد یا دیرتر بفهمد در این تلاطمی که روی زمین را فرا گرفته روزگار دشوارتری خواهد داشت.</p>
<p>در روزگار چنین زیر &#8211; و &#8211; زبر شدنهای سهمگین و خانمان برانداز است که ما باز همچنان با دلزدگی ابوریحان در برابر انبوه کتابهای علمی که بسا با زبان خام و شکسته &#8211; بسته به فارسی تالیف یا ترجمه شده است، ایستاده ایم و چه بسا با دلزدگی ای بیش از ابوریحان. زیرا اگر به کتابهای علمی روزگار ابوریحان یا پیرامون روزگار او چشم بیندازیم، زبان دانشنامۀ علائی و هدایة المتعلمین و التفهیم و ذخیرۀ خوارزمشاهی را، با همۀ نارساییهاشان، رساتر و دل انگیزتر از بسیاری و بلکه بخش عمدۀ کتابهای علمی امروزین، که به فارسی نوشته یا ترجمه شده است، بیابیم.[2] و اگر ابوریحان و مانندان او بجای آنکه ذهن خود را بر سر زبان بفرسایند و رنجه کنند این راه را در پیش رو داشتند که به عربی بنویسند و جان خود را آسوده کنند یا در نسلهای پسین فارسی را آنچنان با عربی بیامیزند و چنان دست گشاده ای در وام گرفتن از عربی داشته باشند که هیچ مشکلی در میانه حس نکنند، امروز چه باید کرد؟ راه حلها و پاسخهای امروزین ما کدامست؟ ما امروز با این اصل اساسی، که رفته &#8211; رفته بدیهی نیز شده است، روبرو هستیم که زبان فارسی باید برای پاسخگویی به کاربردها و کارکردهای تازۀ خود، خود را بیاراید و بپیراید.</p>
<p>در این چند دهه، پس از آنکه از خواب دیرینۀ قرنهای خستگی و تباهی برخاستیم، تا حدودی بجد با این مسئله روبرو شده ایم و در این کار افزون بر گفت &#8211; و &#8211; گوهای بسیار و هیاهوهای فراوان، مقداری از راه را نیز گام به گام و در عمل پیموده ایم و بیشترین کامیابی ما نیز در همین راهگشایی گام به گام و عملی بوده است و ذوقها و ذهنهای گره گشا در برخورد رویارو و عملی و مورد به مورد با مساله کامیابتر بوده اند تا آنجا که کلیات بافته ایم و سخن اساسی و جدی دربارۀ بنیاد نظری مساله کمتر گفته ایم.</p>
<p>چه بسا این مساله، سرانجام، یک مسالۀ عملی باشد و چنانکه تا کنون نشان داده شده است، کسانی که با دانش و ذوقی درخور کتابی را به زبان خوب و روان ترجمه کرده اند و اصطلاحات را بجد گرفته اند و کوشیده اند مسالۀ معادلها را کمابیش حل کنند و نمونه ها و ملاک های به دست دهند، بیشتر و بهتر و عملیتر به آن در حد توان و امکانات پاسخ گفته اند تا آنانی که حکمهای جَزمی صادر کرده اند و هشدار داده اند و برحذر داشته اند، در حالی که با جنبۀ واقعی و عملی مساله، یعنی برخورد زبان ما با میراث عظیم علم و فلسفه و ادبیات و هنر و تکنولوژی مدرن، سر &#8211; و &#8211; کاری نداشته و از ماهیت آن و دامنۀ آن بکل بی خبر بوده اند. حرفهای جزمی و حکمهای مطلق در عمل به کار نمی آیند، زیرا میدان عمل، بنابه ماهیت خود نرمی و ظرافت می طلبد و بسا شرایط آن بسیار پیچیده تر از آن است که هیچ حکم جزمی بیانگر تمامی یا حتا عمدۀ شرایط و طلبهای آن در یک زمان یا در زمان دراز باشد. حکمهای جزمی و مطلق از این دست که باید یکسره واژه های تازه ساخت یا نباید ساخت ؛ واژه های بیگانه را باید گرفت و به کار برد یا نباید گرفت؛ همۀ واژه های نوساخته باید از مایۀ فارسی یا ایرانی ناب باشند و مانند آنها، در عمل چندان ارزشی ندارند، زیرا هنگام برخورد عملی با مساله باید ببینیم که در چه مواردی امکان واژه سازی هست یا نیست، و چه واژه هایی برگردان پذیراند و کدامها برگردان پذیر نیستند، و مایه های زبان فارسی و حتا زبانهای ایرانی بر روی هم، از مرده و زنده، چه امکاناتی در اختیار ما قرار می دهند و کجا پایشان لنگ است. و، به هر حال، این حکمهای موردی نیز بستگی به امکانات زمان دارد و همیشگی نیست. چنانکه پیدایش یک واژه یا ترکیب تازه در زبان، خود مایه ای می شود برای آنکه به قیاس آن واژه های دیگر برای معناها و مفهوم های دیگر ساخته شود که پیش از آن نمی توانستیم. باری اگرچه حکمهای  جزمی در عمل به کار نمی آیند، اما از کَند &#8211; و &#8211; کاو نظری در این زمینه نمی باید دست برداشت تا دست کم خطوط کلی راهنما بر اساس تجربه و عمل به دست آید.</p>
<p>پانوشت ها:</p>
<p>1. با سپاس از استاد دکتر زریاب خویی که اجازه دادند از نسخۀ ویراستۀ ایشان پیش از انتشار استفاده کنیم.</p>
<p>2. البته باید یادآور شد که زبان فارسی در این چند دهه به سبب کوشش دانشوران شایسته و با ذوق و زباندان مانند حسین گل گلاب، غلامحسین مصاحب، محمود صناعی، حمید عنایت، امیرحسین آریان پور و اعضای نخستین فرهنگستان زبان ایران و کسان دیگر، در زمینۀ اصطلاحات گیاه شناسی، زیست شناسی، فیزیک، جغرافیا، روان شناسی و همچنین برخی زمینه های علوم انسانی پیشرفتهای نمایانی کرده است.</p>
<p>http://www.aariaboom.com/content/view/2340/2/</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87/'>مقاله</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/140/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=140&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/30/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%80-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/dariush_ashouri_02.jpg?w=120" medium="image">
			<media:title type="html">dariush_ashouri_02</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مولوی عبدالحمید: اعدام چاره کار نیست</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/29/%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/29/%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Jan 2010 19:23:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[1]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=137</guid>
		<description><![CDATA[مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه های نمازجمعه روز ۹ بهمن (۲۹ ژانویه) این شهر، از نحوه برخورد حکومت با اعتراض ها و انتقادها، افزایش اعدام ها، و اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه انتقاد کرده است. مولوی عبدالحمید در ابتدا با اشاره به نزدیک شدن به سالگرد پیروزی انقلاب ایران [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=137&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/100129181150_molana-abdolhamid226.jpg"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/100129181150_molana-abdolhamid226.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="100129181150_molana-abdolhamid226" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-138" /></a>مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه های نمازجمعه روز ۹ بهمن (۲۹ ژانویه) این شهر، از نحوه برخورد حکومت با اعتراض ها و انتقادها، افزایش اعدام ها، و اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه انتقاد کرده است.</p>
<p>مولوی عبدالحمید در ابتدا با اشاره به نزدیک شدن به سالگرد پیروزی انقلاب ایران گفت: &#8220;جمهوری اسلامی که به جای نظام پادشاهی در ایران مستقر شد با رای و انتخاب مردم استقرار یافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هیچ سیستم حکومتی در دنیا با قدرت اسلحه حفظ نشده است&#8230; انقلاب اسلامی نیز با زور اسلحه پیروز نشده است بلکه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده که انقلاب را پیروز کرده است. امروز نیز خواست مردم و رضایتمندی آنان موجب بقای نظام است.&#8221;</p>
<p>امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین گفت &#8220;متاسفانه&#8221; به مسئولان نظام دسترسی ندارد و برای همین نظراتش را از تریبون عمومی اعلام می کند. او گفت: &#8220;مسئولان باید چاره ای برای بدست آوردن و جلب رضایت مردم بیاندیشند. نظام نمی تواند با یک جناح اصولگرا یا اصلاح طلب حفظ شود&#8230; تنها راه جلب رضایت مردم و ضامن بقای نظام در شرایط فعلی می تواند تشکیل یک دولت فراگیر متشکل از گروه های مختلف اصولگرا و اصلاح طلب و اقوام و مذاهب با سعه صدر باشد.&#8221;</p>
<p>مولوی عبدالحمید درباره وقایع اخیر کشور گفت: &#8220;اعتراضات و مسایلی که در کشور به وجود آمده است حکایت از مطالباتی دارند که بی‌پاسخ مانده است. این اعتراضات باید شنیده شوند و سیاستهای نادرستی که موجب آن شده‌اند تغییر یابند.&#8221;</p>
<p>مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از خطبه های خود درباره انتقادپذیری مسئولان صحبت کرد و گفت هیچ کس نباید خود را بالاتر از انتقاد بداند. او گفت: &#8220;به طور معمول دوستان و مشاوران انتقادات را صریح و روشن بیان نمی‌کنند. مشکلی که شاه داشت نیز همین بود که دوستان و مشاوران وی اعتراضات و انتقادات مردم را به او نمی‌گفتند و او زمانی صدای اعتراضات را شنید که دیگر خیلی دیر شده بود.&#8221;</p>
<p>مولوی عبدالحمید همچنین از اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه نیز انتقاد کرد و گفت: &#8220;چنین پدیده ای را نه اسلام و دین قبول دارد و نه قانون اساسی.&#8221;</p>
<p>امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین به مسئله اعدام ها در کشور اشاره کرد و گفت: &#8220;مسئله اعدام ها در کشور ما موجب نگرانی مردم شده است. کشور ما از معدود کشورهایی است که آمار اعدام در آن زیاد است. به ویژه آمار اعدام ها در استان سیستان و بلوچستان از همه استان های کشور بیشتر است&#8230; اعدام نمی‌تواند مشکلات جامعه را حل کند بلکه بر میزان مشکلات می‌افزاید&#8230; ما در میان مردم می‌بینیم که این اعدام ها آثار مثبتی نداشته‌اند و درخواست خیرخواهانه و دلسوزانه ما این است که برای این مسئله چاره‌جویی شود.&#8221;</p>
<p>البته مولوی عبدالحمید اشاره مستقیمی به اعدام دو نفر از متهمان دادگاه های بعد از انتخابات نکرد، اما این خطبه یک روز بعد از اعدام محمد علی زمانی و آرش رحمانی پور ایراد شد.</p>
<p>همزمان با این گفته های مولوی عبدالحمید، امام جمعه زاهدان، احمد جنتی در نمازجمعه تهران از قوه قضائیه به دلیل اعدام این دو نفر تشکر کرد و خواست که با قاطعیت این شیوه را ادامه دهد.</p>
<p>BBC</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://narinmohammadi.wordpress.com/category/1/'>1</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/137/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/137/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=137&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/29/%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/100129181150_molana-abdolhamid226.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">100129181150_molana-abdolhamid226</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>متن بيانيه «پشتيبانان سكولار جنبش سبز ايران»</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/16/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%87-%c2%ab%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%83%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/16/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%87-%c2%ab%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%83%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Jan 2010 19:17:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[1]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=135</guid>
		<description><![CDATA[۱. پيشگفتار و فراخوان ايرانيان و هموطنان سرافراز! ما، امضاء كنندگان اين بيانيه، بخشى از پشتيبانان سكولار حامى جنبش سبز، دريافته ايم كه در لحظاتى قرار داريم كه بايد بر اساس وظيفه ى گريزناپذير تاريخى خود گزينه اى را كه مى پنداريم صلاح آينده ى سرزمين مان در تحقق آن نهفته است پيش روى ملت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=135&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱. پيشگفتار و فراخوان</p>
<p>ايرانيان و هموطنان سرافراز!</p>
<p>ما، امضاء كنندگان اين بيانيه، بخشى از پشتيبانان سكولار حامى جنبش سبز، دريافته ايم كه در لحظاتى قرار داريم كه بايد بر اساس وظيفه ى گريزناپذير تاريخى خود گزينه اى را كه مى پنداريم صلاح آينده ى سرزمين مان در تحقق آن نهفته است پيش روى ملت بزرگ ايران و شركت كنندگان در جنبش غرور آفرين سبز ملت مان قرار دهيم.</p>
<p>ما باور داريم كه سى سال قانون شكنى، ايجاد خفقان، نابودى آزادى بيان، برقرارى زندان هاى عقيدتى، اعمال شكنجه، انجام قتل هاى زنجيره اى و كشتارهاى دسته جمعى، و بى اعتنائى به تك تك مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر و كنوانسيون هاى بين المللى، اين نكته را روشن ساخته است كه نظام فعلى مسلط بر ايران، در تماميت ساختارها و قانون اساسى اش، مشروعيت و حقانيت خود را بكلى از دست داده است.</p>
<p>ما، بى آنكه منكر احتمال ضرورى شدن پذيرش دوران گذارى تدريجى و بى خشونت به سوى متحقق شدن خواست هاى خود باشيم، فكر مى كنيم كه هر گونه گذارى بايد داراى هدف مشخصى باشد كه خواست هاى ما بر اساس آن تهيه شده و، در نتيجه، تنها راه چاره براى نجات سرزمين مان از انواع بحران هاى فعلى را انحلال كامل حكومت موجود و به راى گذاشتن نوع حكومت آينده، و گزينش نمايندگان مجلسين مؤسسان و شورا، و دولت آينده ى ايران از طريق يك سلسله انتخابات آزاد، و زير نظارت نهادهاى بين المللى مى دانيم.</p>
<p>ما فهرست باورها و خواست هاى خود براى آينده ى كشورمان را به صورتى فشرده در بخش دوم اين نامه آورده و، با ايجاد يك دبيرخانه و سايت اينترنتى كه فقط عهده دار مسئوليت ايجاد ارتباطات شبكه اى و تبادل افكار و ايده ها بوده و مى كوشد تا همگان را در جريان فكرها و نظرهاى نيروهاى سكولار ايران قرار دهد، از همه ى ايرانيانى كه خود را با ما همدل و همراه مى يابند دعوت مى كنيم تا با امضاء كردن اين بيانيه ـ حتماً با نام هاى حقيقى خود ـ به ما بپيوندند.</p>
<p>هموطنان! ما كم جمعيت و ناتوان نيستيم اما پراكندگى مان كارائى را از ما مى گيرد. در اين راه هيچ نيازى به كنار گذاشتن عقيده و سليقه و مذهب و مكتب شخصى كسى وجود ندارد. مسلمانان شيعه و سنى، زرتشتيان، مسيحيان، بهائيان، كليمى ها، و بى دينان و منكران مابعد الطبيعه همگى مى توانند، در راستاى ايجاد فضاى تساهل و تحملى كه همزيستى همگانى را تضمين مى كند، خود را سكولار دانسته و براى تحقق خواست هاى مندرج در اين بيانيه به صفوف ما بپيوندند.</p>
<p>ما همچنين از صاحبان رسانه هاى مختلفى كه خود را سكولار مى دانند دعوت مى كنيم تا با پيوستن به ما امكان ايجاد شبكه ى قدرتمندى از رسانه هاى طرفدار سكولاريسم را فراهم آورند تا بتوان به كمك آن صداى خواست هاى راستين ملت ايران در سراسر جهان منعكس ساخت.</p>
<p>هموطنان! مقصد دور نيست اگر ما راه آينده را با دوستى و اعتقاد به همزيستى همدلانه طى كنيم.</p>
<p>۲. خواست هاى ما و دلايل مطرح شدن شان</p>
<p>۱. بنظر ما، مشكل اصلى و تاريخى ملت ايران تحمل رنج مدام ناشى از سلطه ى انواع تبعيض ها بوده است. ما ايرانيان همواره از تبعيض در مورد عقايد، مذاهب، اديان، جنسيت، قوميت، زبان، ارزش هاى فرهنگى، و فرصت هاى اجتماعى خود رنج برده ايم و اين امر به خصوص بخاطر اعلام «مذهب رسمى» در قانون مشروطه و نيز در سه دهه حكومت گروه روحانيون فرقه ى تشيع امامى بر كشورمان، بشدت افزايش يافته است.</p>
<p>۲. ما چاره ى اين مشكل تاريخى را در ساختن جامعه ى نوينى مى بينيم كه بر اساس قوانين ناشى از اراده ى عموم مردم اداره شده و «همه ى ايرانيان» را فارغ از هر گونه هويت مذهبى، قوميتى، جنسيتى، زبانى و فرهنگى، به يكسان و بى هيچ تبعيضى نگريسته و داد و عدالت و امكانات و منابع را بر همگان ارزانى دارد.</p>
<p>۳. ما معتقديم كه ايرانيان، بعنوان مالكان حقيقى كشورشان، بايد از همه ى حقوق مندرج در اعلاميه ى حقوق بشر، بدور از هرگونه شرط مذهبى يا غير مذهبى، برخوردار باشند و حكومت آينده ى ايران بايد همه ى مفاد كنوانسيون هاى بين المللى را كه متضمن برابرى جنسيتى، ممنوعيت تبعيض، شكنجه، اعدام، زندان عقيدتى ـ سياسى، و محروميت از خدمات آموزشى و بهداشتى اند بدون هيچ اما و چرا و شرطى پذيرفته و رعايت كند.</p>
<p>۴. ما اعتقاد داريم كه شرط وجود «ايرانيان» برقرارى و حفظ يك ايران يكپارچه است و معتقديم كه اعمال تبعيض هاى گوناگون مهمترين عامل به خطر افتادن يكپارچگى كشور بوده و ميل جداسرى را در گروه هاى مختلف اجتماعى بيدار مى كند. ما باور داريم كه استمرار اين يكپارچگى را تنها برانداختن انواع تبعيض هاى قومى و سرزمينى و فرهنگى تضمين مى كند.</p>
<p>۵. ما اعتقاد داريم كه «ايرانى بودن»، علاوه بر جنبه هاى حقوقى و قانونى اش، يك باور برخاسته از «هويت ملى ـ تاريخى» ما است كه تبعيض مى تواند ويرانگر آن باشد. لذا، معتقديم كه توجه به ميراث هاى گوناگون فرهنگى «همه ى ايرانيان»، در همه ى ادوار تاريخ اين كشور، مهمترين اقدام در راستاى حفظ و تقويت يك حس عميق پيوند خوردگى با هويت ايرانى بشمار مى رود. در عين حال، ما آگاهى انتقادى و بدون تبعيض از تاريخ گذشته، بدون انكار حتى لحظه اى از اين سرگذشت را، يكى از شروط حفظ هويت ملى ايرانيان و بهم گره خوردن و پيوند يافتن همه ى گوناگونى هاى اين ملت مى دانيم.</p>
<p>۶. ما معتقديم كه ايران در صورتى متعلق به همه ى ايرانيان خواهد بود كه هيچ فرد و گروهى از لحاظ مالكيت بر حاكميت و اداره ى مملكت و برخوردارى از مواهب آن بر ديگران برترى نداشته و داراى امتيار ويژه اى نباشد. درهاى همه ى مناصب كشورى و لشگرى بايد بر همه ى ايرانيان گشوده باشد و هيچ كس را نتوان براى احراز مشاغل و مناصب انتخابى و انتصابى بخاطر نوع عقيده و مذهب و زبان و قوميت و جنسيت اش از اين امكانات محروم ساخت.</p>
<p>۷. ما معتقديم كه مهمترين راه حل «پذيرش تفاوت ها در فضائى بى تبعيض» استقرار شايسته سالارى در كشور است چرا كه اعمال هرگونه معيار ديگرى در گزينش ها و انتصاب ها به برقرارى تبعيض مى انجامد.</p>
<p>۸. ما منابع و منافع ملى را از آن همه ى ايرانيان مى دانيم، و در عين حال بنا بر اصل احترام به فردانيت انسان ها و حق آنها در برخوردارى از ثمره ى تلاش هاشان در طول زندگى، مالكيت خصوصى را محترم داشته اما، در عين حال، اعتقاد داريم كه، بنا بر اصل «عدم تبعيض»، هيچكس نمى تواند بخاطر دست آوردهاى مادى خود از امتيازات اجتماعى خاصى برخوردار باشد. نيز همان اصل ايجاب مى كند كه سياست هاى كشورى همواره در راستاى ايجاد تعديل اجتماعى تنظيم شوند.</p>
<p>۹. آشكار است كه «رفع تبعيضات مختلف از يك جامعه ى رنگارنگ و متنوع» متضمن آن نيز هست كه هيچ گروه و قشر اجتماعى نتواند ارزش هاى خاص خود را بر ديگران تحميل كرده، شهروندان كشور را به درجات مختلف تقسيم نموده، و امكانات كشور را بر حسب اين تقسيمات بين آنان توزيع كند. بدين دليل، ما خواستار حكومتى غير مذهبى و غير مكتبى هستيم كه فقط ترجمان خواست ها و نيازهاى «همه ى ايرانيان» و مجرى تصميمات نمايندگان همه ى آنان در مجالسى قانونگزار باشد كه نمايندگانشان بدون هيچ نظارت و دخالت تبعيض آميزى برگزيده شده باشند.</p>
<p>۱۰. ما معتقديم كه يكى از نشانه هاى همزيستى آن است كه هيچ گروهى نتواند ارزش ها، مناسبت ها و اعياد و سوگوارى هاى خود را بر ديگر گروه ها تحميل كند. ما اين «مناسبت ها» را اختصاصى و گروهى دانسته و، در عين حفظ احترامى معمولى نسبت به آنها، معتقديم كه ديگران نبايد مجبور به رعايت ملاحظاتى در موردشان باشند.</p>
<p>۱۱. ما مى دانيم كه رنگارنگى يك جامعه در عين حالى كه وجود چتر گسترده ى بى تبعيضى را ايجاب مى كند، ضرورت توجه به نيازهاى انحصارى قشرهاى اجتماعى مختلف را نيز با خود مى آورد. پس، لازمه ى پذيرش كثرت و تنوع، برسميت شناختن اختيارات درونى گروه هاى بزرگ و كوچك اجتماعى نيز هست و اعمال هرگونه تحميل در مورد مذهب، زبان، ارزش هاى فرهنگى، و نيز كوشش براى ايجاد يك شكلى تبعيض آفرين و تمركز بى قاعده به تبعيض، نارضايتى، و پيدايش نيروهاى گريزان از همزيستى مى شود و بايد ممنوع گردد.</p>
<p>۱۲. عدم تبعيض ايجاب مى كند كه در كشور ما هيچ مقامى نتواند غيرمسئول و غيرپاسخگو به مردم و نمايندگانشان باشد و خود را تافته اى جدا بافته تلقى كند. هركس بقدر مسئوليتى كه مى پذيرد مسئول و پاسخگو به ملت است.</p>
<p>۱۳. ما سخت به اهميت «تحزب» در كار سياسى معتقديم و همگان را به عضويت در احزاب گوناگون تشويق مى كنيم. در عين حال، معتقديم كه كار يك حزب سياسى كوشش براى تحميل ايدئولوژى، مكتب و مذهبى خاص بر نظام حكومتى و زندگى اجتماعى نيست بلكه هر حزب مى تواند، با تكيه بر ديدگاه هاى عقيدتى خود، اما در چهارچوب آزادى هاى دموكراتيك و سكولار، «برنامه» هاى مختلفى را به مردم رأى دهنده عرضه نمايد. همچنين، هر حزب نشسته در قدرتى بايد بداند كه خادم «همه ى ايرانيان» است و نمى تواند بين اعضاى خود با ديگران تفاوت و تبعيض قائل شود. همچنين، بمنظور جلوگيرى از بروز استبداد حزبى، هيچ شخصيت و حزبى نمى تواند براى هميشه در قدرت بماند و همه ى گردانندگان كشور بصورتى ادوارى و مدتمند براى انجام وظايف خود برگزيده مى شوند و در دوران كار خود همگى مستخدمين و خدمتگذاران ملت محسوب شده و در موقعيتى نيستند كه از لحاظ حقوق اجتماعى خود را بالاتر از تك تك آحاد ملت ايران بدانند.</p>
<p>۱۴. در ايران بى تبعيضى كه ما مى خواهيم ملت همواره بايد از حق بازبينى، انتقاد، اعتراض، اجتماعات مسالمت آميز و اعتصاب هاى قانونى بوسيله ى نمايندگان برگزيده ى خود برخوردار باشد. به موازات اين امر، آزادى مطبوعات و رسانه ها بايد بوسيله ى حكومت قانونى تضمين و حمايت شود. رسيدگى به هرگونه شكايتى در مورد مطالب پخش شده از سوى رسانه ها با قوه ى مستقل قضائى است و دولت ها بايد حق دخالت در اين امور را نداشته باشند. همچنين آزادى بيان ايجاب مى كند كه در سطح ملى، هيچ امرى بجز يكپارچگى كشور، آزادى مردمان، و برقرارى نهادهاى دموكراتيك «مقدس» نباشد اما همين امور اخير نيز، با توجه به قداست زمينى شان، «انتقاد ناپذير» نبوده و كسى را نمى توان از عرضه ى انتقاد نسبت به آنها منع كرد.</p>
<p>۱۵. ما معتقديم كه نيروهاى مسلح كشور و نيروهاى انتظامى و فرماندهان آنان نبايد حق شركت در فعاليت هاى سياسى و اقتصادى را (مگر در حد حقوق شهروندى و امكانات شخصى و بدون استفاده از هرگونه رانت حكومتى يا نظامى) دارا باشند و لازم است كه موظف به اجراى وظايف قانونى خود بوده و از دولت منتخب ملت اطاعت كنند</p>
<br />نوشته شده در 1  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/135/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/135/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=135&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/16/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%87-%c2%ab%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%83%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سند ارتباط حزب الله لبنان در انفجار امروز تهران</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%84%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%b1/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%84%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 22:46:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[عکسهای خبرگزاری فارس از صحنه انفجار در قیطریه که به کشته شدن مسعود علی محمدی استاد دانشگاه تهران مغرفی شده است عکسی از ابوناصر دستیار حسین منیف اشمر دیده می شود. این دو تن از اعضای ارشد حزب الله لبنان در تهران هستند که در جریان سرکوب بارها و بارها دیده شدند. این بمب گذاری [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=132&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/kclzkw.jpg"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/kclzkw.jpg?w=490" alt="" title="kclzkw"   class="alignright size-full wp-image-133" /></a><br />
عکسهای خبرگزاری فارس از صحنه انفجار در قیطریه که به کشته شدن مسعود علی محمدی استاد دانشگاه تهران مغرفی شده است عکسی از ابوناصر دستیار حسین منیف اشمر دیده می شود. این دو تن از اعضای ارشد حزب الله لبنان در تهران هستند که در جریان سرکوب بارها و بارها دیده شدند. این بمب گذاری که اقدام تروریستی عناصر ضد انقلاب و استکبار اعلام می شود با حضور تروریستهای حزب الله در صحنه بیشتر به دپینگ انفجار توشط باند خامنه ای شبیه است -قربانی این انفجار استاد پنجاه ساله دانشگاه دانشمند فیزیک هسته ای بود. جالب اینکه صحنه های این انفجار بسیار شبیه به انفجارهای جنوب لبنان است</p>
<p>مسعود علی‌محمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران را صبح سه‌شنبه جلوی در خانه‌اش در محله قیطریه تهران (با انفجار بمب) ترور کرده‌اند.</p>
<p>مسعود علی‌محمدی کی بود؟</p>
<p>حدوداً ۵۰ ساله. لیسانس فیزیکش را از دانشگاه شیراز گرفته. دانشجوی اولین دوره‌های فوق‌لیسانس فیزیک در دانشگاه شریف و دانشجوی اولین دوره دکترای فیزیک دانشگاه شریف بوده (به همراه احمد شیرزاد و چند نفر دیگر). بین هم‌کلاسی‌هایش اولین کسی بوده که از پایان‌نامه دکترایش دفاع کرده و برای همین اولین دکترای فیزیک داخل ایران است. این‌طور که شیرزاد و حامد قدوسی نوشته‌اند این چند دوست بعد از فوق‌لیسانس این امکان را داشته‌اند که با بورس دولت بروند خارج دکترا بگیرند. اما تصمیم می‌گیرند بمانند ایران و کاری کنند که اولین دوره دکترای فیزیک داخل کشور، دوره قوی‌ای باشد.</p>
<p>بعد از گرفتن دکترا می‌شود استاد دانشگاه تهران. در همین دوره به بچه‌هایی که برای شرکت در المپیاد فیزیک آماده می‌شدند هم درس می‌داده (و به همین واسطه چندین نفر از دوستان من سر کلاسش نشسته‌اند). این‌طور که از نوشته‌ها برمی‌آید استاد و محقق فعال و کاردرستی بوده و بچه‌ها هم دوستش داشته‌اند.</p>
<p>رشته تخصصی‌اش چی بود؟</p>
<p>یکی از دوستان من که دکترای فیزیک دارد و مدتی شاگرد (و اگر اشتباه نکنم حتی همکار)‌ مسعود علی‌محمدی بوده می‌گوید شاخه تخصصی او «فیزیک ریاضی و ذرات بنیادی» بود. رسانه‌های دولتی ایران او را «دانشمند هسته‌ای» معرفی کردند که به گفته این دوست من (و احمد شیرزاد و یکی دو دوست دیگر من و یکی از شاگردانش) رشته او ربطی به فیزیک هسته‌ای نداشت. ضمن این‌که سازمان انرژی اتمی رسماً اعلام کرد که مسعود علی‌محمدی هیچ رابطه استخدامی با این سازمان نداشته.</p>
<p>گرایش سیاسی‌اش چی بود؟</p>
<p>مسعود علی‌محمدی بیانیه حمایت تعدادی از استادان دانشگاه تهران از میرحسین موسوی (قبل از انتخابات) را امضا کرده بود و در نتیجه موضعش در انتخابات روشن است. درباره بعد از انتخابات هم در بیانیه تعدادی از دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران آمده:</p>
<p>&#8230; دکتر علی‌محمدی در سخنرانی ۱۵ دی‌ماه سال جاری، به دنبال ارائه راه‌کارهایی آماری و علمی برای حل بحران‌های کنونی جامعه بودند که فایل صوتی این سخنرانی در بین دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران موجود است. این سخنرانی همگام با دیگر فعالیت‌های ایشان در ماه‌های اخیر بود. چنان‌چه در روز ۲۵ خرداد، مشوق دانشجویان برای شرکت در راهپیمایی سکوت اعتراض‌آمیز به نتایج انتخابات بودند. او از معدود اساتیدی بود که در اعتراض به حمله لباس شخصی‌ها به خوابگاه کوی دانشگاه در بامداد ۲۵ خرداد ماه سال جاری که منجر به کشته شدن تعدادی از همکلاسی‌های ما شد، عکس‌العمل نشان داد و با حضور در دفتر ریاست دانشگاه خواستار رسیدگی سریع به این موضوع شد. برائت‌جویی استاد علی‌محمدی از گروه‌های سیاسی متنفذ حکومت در روزهای اخیر، شک و شبهه‌‌های زیادی را در رابطه با ترور مشکوک ایشان در میان جامعه دانشگاهی پدید آورده است .‌..</p>
<p>یکی از شاگردانش هم در وبلاگش این‌طور نوشته (و دو سه نفر از دوستان من درستی این نوشته را تایید کرده‌اند):</p>
<p>&#8230; روز ۲۵ خرداد، من از پردیس انقلاب دانشگاه آمدم دانشکده فیزیک، داشتم برای دانشجوها و استادها تعریف می‌کردم که تو تجمع انجمن اسلامی، از دفتر میرحسین زنگ زدن و گفتند که امروز حکم تیر دادن و نرید و &#8230;</p>
<p>برگشت به من گفت: «جوون! از گلوله نترس! جلوی اینا باید ایستاد! گلوله اولش درد دارد&#8230;» بعد من جدا رفتم اون تظاهرات را! این هم برداشته بود مینی‌بوس گرفته بود بچه‌های دانشکده را برده بود تظاهرات.</p>
<p>هفته پیش یک جلسه بحث سیاسی توی دانشکده راه انداخته بود. گفته بود من هم‌دوره لیسانس دانشجو و کدیور و عبدی و این‌ها بودم. فعال انجمن هم بودم. باید بحث کرد و از این چیزا. می‌گفت یه عده بهم گفتند این جلسات را تعطیل کن، راه نینداز، ولی من گوش نمی‌کنم! ادامه می‌دم این جلسات را &#8230;</p>
<p>احمد شیرزاد (دوست بیست و چند ساله مسعود علی‌محمدی) هم در مطلب مفصلی که در وبلاگش نوشته، می‌گوید:</p>
<p>&#8230; مسعود به لحاظ مشی و مرام سیاسی جزو نیروهایی بود که به طور عام از انقلاب اسلامی و امام خمینی دفاع می‌کرد. در دوره لیسانس در دانشگاه شیراز کم و بیش با بچه‌های انجمن اسلای ارتباط داشت &#8230; در مجموع افکار و اعمال او به مسلمان‌های معتدل و میانه‌رو نزدیک بود. نه تمایلات روشنفکرانه و به اصطلاح تحول‌طلبانه داشت و نه با قرائت‌های خشک و غیر قابل انعطاف مذهبی میانه‌ای داشت &#8230; در این یکی دو ساله اخیر افکار و نظراتش بسیار به جنبش اصلاحی نزدیک شده بود. در یکی دو انتخابات آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری به لیست اصلاح‌طلبان رای داده بود و برای آن هم تبلیغ می‌کرد. در انتخابات اخیر نیز به طور جدی از کاندیدای اصلاح‌طلبان حمایت می‌کرد &#8230; یادم هست برایم تعریف کرده بود که در راهپیمایی ۲۵ خرداد از صبح روایت‌های مختلفی در مورد برقراری یا عدم برقراری راهپیمایی از سوی اصلاح‌طلبان پخش می‌شد. او تعریف می کرد که دانشجویان گروه فیزیک دانشگاه تهران مکرر به وی مراجعه می‌کردند و سوال می‌کردند تکلیف چیست. دست آخر مسعود به آن‌ها گفته بود: بالاخره نفهمیدم تکلیف چیست ولی در هر صورت من به راهپیمایی می‌روم &#8230;<br />
برگرفته از : ایران گلوبال </p>
<br />نوشته شده در حقوق بشر  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/132/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/132/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=132&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%84%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/kclzkw.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">kclzkw</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مصباح یزدی : لواط و زنا با زندانی سیاسی به منظور اعتراف گیری توسط بازجو جایز</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%b2%d8%af%db%8c-%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%b2%d8%af%db%8c-%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 17:42:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[1]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=126</guid>
		<description><![CDATA[استاد تقی مصباح به همراه محمود احمدی نژاد شب قبل در کنار چاه جمکران واقع در حسینیه امام خامنه ای ( ص ) حاضر شد و به تعدادی از سوالات مجذوبین در ولایت جواب داد و بعضا فتوی صادر کرد . در زیر به برخی از سوالها و جوابها اشاره میشود . 1- آیا اعتراف [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=126&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/mesbah-yazdi-thumb-350x488-1245.jpg"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/mesbah-yazdi-thumb-350x488-1245.jpg?w=107&#038;h=150" alt="" title="mesbah-yazdi-thumb-350x488-1245" width="107" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-130" /></a>استاد تقی مصباح به همراه محمود احمدی نژاد شب قبل در کنار چاه جمکران واقع در حسینیه امام خامنه ای ( ص ) حاضر شد و به تعدادی از سوالات مجذوبین در ولایت جواب داد و بعضا فتوی صادر کرد . در زیر به برخی از سوالها و جوابها اشاره میشود .<br />
 1- آیا اعتراف گیری تحت فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمی اعتبار اسلامی دارد ؟<br />
ج &#8211; اعتراف گیری از ضد ولایت فقیه به هر شکلی جایز است/<br />
2- اعتراف گیری با استفاده از مواد مخدر و افیون و داروهای کدوئینه جایز است ؟<br />
ج &#8211; اعتراف گیری از ضد ولایت مطلقه به هر شکلی جایز است . /<br />
3- آیا بازجو میتواند به زندانی تجاوز جنسی کند تا اعتراف بگیرد ؟<br />
ج &#8211; احتیاط واجب آن است که قبل از اینکار حتما وضو بگیرد و هنگام عمل ذکر گوید .اگرزندانی زن است هم از فرج و هم از دوبر دخول اشکال ندارد بهتر است در محل بازجویی کس دیگری نباشد . اما اگر زندانی مرد است احوط است در حضور دیگر باز جویان دخول صورت گیرد . /<br />
4- اگر زن زندانی حامله شود تکلیف چیست ؟ یا آن فرزند حرامزاده است ؟<br />
ج &#8211; فرزند ضعیفه ضد ولایت مطلقه فقیه مطابق نص قران مجید در هر صورت حرامزاده است چه توسط بازجو باردار شود چه توسط شوهرش . اما اگر بازجو فرزندی طفل متولد شده را گردن نهد ، بنابر احتیاط واجب طفل حلالزاده و شیعه اثنی عشری است . / 5<br />
- آیا تجاوز جنسی در زندان به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمی شود ؟<br />
ج- خیر . چون زندانی بدون میل و رغبت به آن تن داده است . البته اگر جوان مفعول را خوشامده باشد احتیاط مستحب آن است که دیگر این عمل تکرار نگردد . /<br />
6- تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمی دارد ؟<br />
ج &#8211; اگر قرار است زن را اعدام کنند ، برای بازجو به اندازه یک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده میشود . اما اگر زندانی قرار نیست اعدام شود ، به اندازه زیارت کربلا برای بازجو صواب دارد ./</p>
<p>Reference: http://balatarin.com/permlink/2009/8/14/1703433</p>
<br />نوشته شده در 1  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/126/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/126/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=126&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%b2%d8%af%db%8c-%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/mesbah-yazdi-thumb-350x488-1245.jpg?w=107" medium="image">
			<media:title type="html">mesbah-yazdi-thumb-350x488-1245</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>برای پيشبرد مقاصد شوم مافيای نظامی- امنيتی به ترور متوسل شد! علی کشتگر</title>
		<link>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%b5%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%b5%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 16:10:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Narin Mohammadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://narinmohammadi.wordpress.com/?p=123</guid>
		<description><![CDATA[با توجه به پيشينه نيروهای تندروی نظامی – امنيتی در ترورها و بمب گذاری های گذشته و نسبت دادن آن به مخالفان تندروی نظام، ترور امروز نيز به احتمال قريب به يقين توسط همين جريانات افراطی صورت گرفته است ادامه فضای اعتراضی کشور و رشد اعتراضات مردم عليه کودتای انتخاباتی به رغم سرکوبهای خونين، سياست [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=123&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/ali-keshtgar5.gif"><img src="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/ali-keshtgar5.gif?w=490" alt="" title="Ali Keshtgar5"   class="alignright size-full wp-image-124" /></a>با توجه به پيشينه نيروهای تندروی نظامی – امنيتی در ترورها و بمب گذاری های گذشته و نسبت دادن آن به مخالفان تندروی نظام، ترور امروز نيز به احتمال قريب به يقين توسط همين جريانات افراطی صورت گرفته است</p>
<p>ادامه فضای اعتراضی کشور و رشد اعتراضات مردم عليه کودتای انتخاباتی به رغم سرکوبهای خونين، سياست تندروترين جريان حاکم را در صحن رژيم به شدت زير سئوال برده است. اين جريان افراطی که اخيرا خواستار به اجرا گذاشتن پروژه ، اعدام زندانيان سياسی و دستگيری چهره شاخص جنبش سبز بود، در روزهای گذشته احساس کرده است که موازنه نيرو در درون طيف حاکم اصول گرا به زيان آن در حال چرخش است. از همين رو برای تغيير فضای سياسی حاکميت در جهت مقاصد خود به تنها حربه ای که در آن تخصص دارد و بارها در گذشته آن را به کار گرفته متوسل شده است.</p>
<p>انشاء اطلاعيه ای که به امضای &#8221; تکاوران انجمن پادشاهی ايران&#8221; منتشر شده نيز خود به باور من دليل ديگری بر دست داشتن جريان نظامی- امنيتی در اين جنايت تروريستی است.</p>
<p>تاکيد اين اطلاعيه جعلی بر واژه &#8220;مسلمان&#8221; و تلاش برای وانمود کردن دشمنی عوامل ترور با اسلام و مسلمانی نيز همچون بمب گذاری گذشته درحرم امام هشتم شيعيان به منظور تحريک روحانيون و دين باوران بی خبر و تحريک احساسات آنها صورت گرفته است.</p>
<p>برخلاف ادعای رسانه های وابسته به مافيای نظامی- امنيتی، مسعود عليمحدی نه فقط طرفدار احمدی نژاد نبوده بلکه برعکس با توجه به اعلاميه پشتيبانی دانشگاهيان از ميرحسين موسوی که او يکی از امضاء کنندگان آن بوده، مخالفت اين استاد فقيد دانشگاه با ستاد کودتا محرز است.</p>
<p>با توجه به پيشينه نيروهای تندروی نظامی – امنيتی در ترورها و بمب گذاری های گذشته و نسبت دادن آن به مخالفان تندروی نظام، ترور امروز نيز به احتمال قريب به يقين توسط همين جريانات افراطی صورت گرفته است. نمونه هايی مثل بمب گذاری در حرم امام هشتم شيعيان، ترور رهبران کليسای مسيحيان و دهها مورد در گذشته به دست مافيای نظامی و امنيتی و برای مقاصد شوم اين جريانات به مرحله اجرا گذاشته شده اند. پس از انتخابات اخير و گسترش اعتراضات مردم همين نيروها اعلام کردند که در مقبره امام بمب گذاری شده است، اما خبری به اين اهميت را خودشان به هر دليل درز گرفتند.</p>
<p>بايد گفت اگر نظاميان و امنيتی های زير نظارت خامنه ای بدون اطلاع و اجازه وی به اين جنايات دست می زنند او بايد قبول کند که خود از &#8220;شاه سلطان حسين&#8221; هم بی لياقت تر است.</p>
<p>علی کشتگر<br />
سه شنبه ۲۲ دی ماه ۸۸ </p>
<ul>
REFRENC:GOOYA NEWS</ul>
<br />نوشته شده در مقاله  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/narinmohammadi.wordpress.com/123/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/narinmohammadi.wordpress.com/123/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=narinmohammadi.wordpress.com&amp;blog=11193949&amp;post=123&amp;subd=narinmohammadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://narinmohammadi.wordpress.com/2010/01/12/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%b5%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<georss:point>0.000000 0.000000</georss:point>
		<geo:lat>0.000000</geo:lat>
		<geo:long>0.000000</geo:long>
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/b2558a36cf53148f7fdb756cbf340786?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bicameralmind</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://narinmohammadi.files.wordpress.com/2010/01/ali-keshtgar5.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Ali Keshtgar5</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
